فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1503

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
فصل ۱۵۰۳ ۱۵۰۳. ابر هاله یک رتبه ۸ سوم در منطقه پخش شد. آن قدرت از کنار زمین جاری شده و میدان جنگ را پر کرد تا توجه دو رهبر را که زیر درخت می‌جنگیدند به خود جلب کند. موش کورها به هجوم به میدان نبرد ادامه دادند و هر جانور را که در دیدشان بود، از بین بردند. آن دو دسته با آن‌ها جنگیدند و بسیاری از آن موجودات را شکست دادند، اما آن‌ها به سایه تبدیل شده و پس از مرگ دوباره به داخل زمین نفوذ کردند. - چه توانایی عجیبی. نوآ هنگام بازرسی میدان جنگ با خود فکر کرد. - اینا اصلا می‌میرن یا نه؟ موش کورها کاملاً عجیب بودند. نوآ هرگز چنین چیزی ندیده بود. نایت جانور جادویی عجیبی بود اما این موجودات انگار در آن زمینه از پرنده پیشی گرفته بودند. نبرد پس از ورود موش کورها شدت گرفت. گرگ‌ها و میمون‌ها بی‌صدا با هم متحد شدند تا آن مهاجمان را دفع کنند. آن‌ها نمی‌خواستند دست گروه‌های دیگر به میوه برسد. زمین به شکستن ادامه داد. تکه‌های آن رشد کردند تا تپه‌های کوچکی را به وجود بیاورند، وقتی که بزرگترین نمونه‌های دسته موش کورها به سطح زمین رسیدند و شروع به مبارزه با جانوران جادویی دیگر کردند. کل منطقه در هرج و مرج فرو رفت. موجودات بی‌شماری در اثر عبور امواج صوتی و سایه‌ها از سطح زمین، جان خود را از دست دادند. مشخص نبود چه کسی در آن نبرد پیروز خواهد شد، اما نوآ قصد نداشت در حاشیه باقی بماند. موش‌ کور رتبه ۸ در نهایت دوباره میان دو رهبر ظاهر شد. قبل از اینکه آن‌ها بفهمند چه اتفاقی در حال رخ دادن است، پنجه‌های بلند خود را به‌سمت مخالفانش تاب داد. زمین نیز به دلیل حضور بسیاری از موجودات قدرتمند در یک نقطه در هم شکست. گرگ و میمون در محیط طبیعی موش کورها افتادند و برگه برنده در چنگشان را از دست دادند. آوار و قلوه سنگ در بالای آن‌ها جمع شدند. آن سه رهبر به‌سرعت از دید نوآ ناپدید شده و شروع به مبارزه در زیرزمین کردند. - هوشمندانه بود. نوآ نتوانست در ذهنش اظهار نظر نکند. موش‌ کور رتبه ۸ در سطح قطعا می‌باخت، اما حالا که جنگ را به زیرزمین برده بود، شانسش برای برد را به دست آورده بود. این یک تاکتیک مناسب بود که از طریق قربانی کردن زیردستانش عملی شده بود. نوآ فوراً متوجه شد که آن موجود بسیار هوشمندتر از حد متوسط بود. - من یه بدن رده بالایی و تاریکی سطح جامد دارم. نوآ در حالی که چشمانش را بسته بود، فکر کرد. - همراهانم بهبود یافته‌ان و قانونم هنوز پتانسیل داره. ممکنه اونچه که برای زنده بیرون اومدن از این نبرد نیازه...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی