فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1502

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
فصل ۱۵۰۲ ۱۵۰۲. میدان جنگ «واقعا می‌خوای اینجا بمونی؟» نوآ در حالی که در آسمان شناور بود از فولِری رتبه ۸ پرسید. خوک پاسخ داد: «ما نمی‌خوایم درگیر جنگ با دسته‌های دیگه بشیم. ما اینجا تو صلحیم.» نوآ منطقه را بررسی کرد. گیاهان آبی که قبل از انزوای او تصرف شده بودند، دوباره رشد کرده بودند. خوک‌ها نیز در زمانی که او در غار بود آن‌ها را خورده بودند، اما محیط مانند همیشه از نظر منابع غنی به نظر می‌رسید. توانایی ذاتی آن موجودات به سادگی باورنکردنی بود. یکی از آن بوته‌ها انرژی بسیار بیشتری از جانوران جادویی در همان سطح داشت. آن‌ها منبع عالی برای دورگه‌ها و جانوران جادویی بودند و فولِری‌ها می‌توانستند آن‌ها را مجبور به رشد بی‌پایان کنند. خوک‌های دیگر دور رهبرشان جمع شده بودند تا با آن دو خداحافظی کنند. نوآ و فرجی تمرینات خود را به پایان رسانده بودند و می‌خواستند به‌سمت درخت بلند پرواز کنند، اما نوآ اصرار داشت که گفتگوی آخری با آن موجودات داشته باشد. نوآ نمی‌خواست آن‌ها را رها کند. فولِری‌ها خیلی با ارزش بودند. با این حال، آن‌ها نیز سرسخت بودند. نتوانسته بود آن‌ها را متقاعد کند که به حمله او بپیوندند. نوآ می‌توانست تردیدی در آن موجودات ببیند. او چند تا از جسد‌های جانوران جادویی را که در فضای جداگانه‌اش ذخیره کرده به آن‌ها داده بود، بنابراین آن‌ها طعم خوردن یک غذای مناسب را چشیده بودند. اجساد مانند گیاهان آبی گرسنگی آن‌ها را برطرف نمی‌کردند، اما بدن آن‌ها می‌توانست تمام مواد مغذی آن‌ها را آزادانه جذب کند. توانایی ذاتی آن‌ها مانع این روند نمی‌شد و غریزه آن‌ها فهمیده بود که شکار موجودات دیگر فواید بیشتری به همراه دارد. فقط رهبر رتبه ۸ و چند نمونه رده بالایی آن تردید را نشان ندادند. آن‌ها از قبل از این ویژگی آگاه بودند، بنابراین اجازه ندادند رشوه نوآ آن‌ها را فریب دهد. نوآ در حالی که از راه دور شلیک می‌کرد، گفت: «خب پس، خداحافظ.» فرجی پس از رسیدن به نوآ پرسید: «واقعا می‌خواییم اونا رو اینجا رها کنیم؟» «به نظرت ما قدرت گرفتن یک گروه کامل به رهبری یک موجود رتبه ۸ رو داریم؟» نوآ پرسید. فرجی پاسخ داد: «نه. اما می‌تونستیم به وسوسه کردن اونا ادامه بدیم. من مطمئنم که اونا توی یه نقطه بالاخره به دام حقه‌های شما می‌افتادن.» نوآ گفت: «مسئله همینه. من نمی‌خوام اونا از طریق دروغ و حقه ما رو دنبال کنن. اونا باید انتخاب خودشون رو انجام بدن تا اگر بعضی‌هاشون توی طول سفر ج...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی