تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1515
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۵۱۵ ۱۵۱۵. هیولا
نوآ در حالی که میمون و گرگ رتبه 8 با حالتی خشمگین به او نگاه میکردند، فکر کرد: -اونا به سبک جنگیم عادت کردن.
فرجی و نوآ در آن سالها هرگز زیر درخت از جنگ دست برنداشتند. میزان موفقیت آنها در گرفتن میوهها نسبتاً بالا بود، بنابراین مخالفان آنها در نهایت متوجه شدند که باید از شر آن مزاحمان خلاص شوند.
بسیاری از زیردستان نتوانستند در مقابل فرجی کار خاصی انجام دهند. ارشد میتوانست پرواز کند و تکنیکهای او در طول سالهایی که در جنگ سپری میکرد به پیشرفت خود ادامه میداد. میتوانست از پس این دو دسته بربیاید، حتی اگر تصمیم بگیرند روی او متمرکز شوند.
در عوض، وضعیت نوآ بدتر شد. او همیشه در مبارزات قبلی توانسته بود حریفان خود را کنترل کند، اما آن موجودات کم کم با تکنیکهای او سازگار شده بودند.
اکثر جانوران جادویی آسمانی هوشمند بودند و این ویژگی در رتبههای بالا پیشرفت کرده بود. حریفان نوآ دو رتبه ۸ بودند، پس در نهایت پی بردند که چرا میوهها را از دست میدهند.
پس از آن میمون و گرگ به یکدیگر حمله نکردند. بلافاصله دنبال نوآ رفتند و منتظر ماندند تا او حرکت خود را انجام دهد. حتی حین تعقیب و گریز نیز سعی نکردند به یکدیگر حمله کنند.
نوآ قبل از اینکه خونخواهی از پیکرش جاری شود فکر کرد: -شاید امروز مجبور باشم زودتر عقبنشینیکنم.
نوآ بدون هیچ تردیدی شمشیر شیطانی و شمشیر نفرین شده را بیرون کشید. او نمیتوانست همزمان با دو جانوران جادویی مرتبه ۸ مبارزه کند، اما همچنان قصد داشت آن موجودات را مشغول نگه دارد.
نوآ از طریق ارتباط ذهنیاش پرسید: -برای رسیدن به رتبه هشتم چقدر نیاز داری؟
شمشیر نفرین شده پاسخ داد: -این نیمچه دعواها برام کافی نیست، از جونورای جادویی هم چیزی بهم نمیرسه. شاید لازم باشه چند تا رتبه هشتم بکشی تا من رو وادار به پیشروی کنی.
نوآ قبل از اینکه دوباره روی حریفان تمرکز کند در ذهنش فحشی داد. میمون و گرگ حرکت نکردند. چشمان خشمگین آنها منتظر بود تا او یکی از ضربات خود را بزند.
نوآ فکر کرد: -شاید وقت رفتن از این منطقه رسیده.
اما ناگهان صدای جیغ بلندی در منطقه پیچید.
صدای جیغهای متعدد به دنبال آن آمد ...
کتابهای تصادفی
