فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1516

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۱۵۱۶ ۱۵۱۶. بازو

نوآ نمی‌توانست از آسیب دیدن در طول نبرد اجتناب کند. او در مقابل یک جانور جادویی رتبه ۸ قرار داشت و سه شمشیر نفرین شده به کار می‌برد. هر درگیری بدن او را به مرزهایش می‌رساند.

با این حال، شعله‌های آتش به او اجازه داد تا فورا بهبود یابد. نوآ تا زمانی که محیط مواد مغذی برای سوزاندن داشته باشد و میمون نتواند او را با یک ضربه بکشد، خوب است.

از طرفی میمون دارای مقاومت جانوران جادویی مرتبه ۸ بود. از نظر افراد مرتبه ۷ تقریبا جاودانه به حساب می‌آمد. فرقی نمی‌کرد که چقدر آسیب دیده باشد. موجود همیشه موقعیتش را ثابت می‌کرد و امواج صوتی تهدیدآمیز خود را به راه می‌انداخت.

نوآ لحظه‌ای از حمله به‌سمت میمون دست برنداشت. اگر شمشیرهایش با پوست موجود برخورد می‌کرد، ضربات آسیب بیشتری وارد می‌کردند، بنابراین او نمی‌توانست تاکتیک‌ ایمن‌تری را به کار گیرد.

علاوه بر این، امواج صوتی هر زمان که در کنار میمون منفجر می‌شد به آن آسیب می‌رساند. نوآ بعد از اینکه حملات زیادی را برای انفجار در مقابل حریف خود انجام داد، به آرامی دست برتر را در نبرد به دست آورد.

نوآ قبل از پرواز در آسمان و راه اندازی دسته‌ای از ضربات به فکر افتاد: -چیزایی که برای سوزوندن دارم، دارن تموم می‌شن.

بارانی از حملات سیاه منحنی بر روی میمون بارید. بدن نوآ تقریباً متلاشی شد، اما او به‌سرعت برخی از درختان زیر خود را با شعله پوشاند و خود را درمان کرد.

میمون در حالی که دنبال نوآ می‌دوید اصوات نامفهمومی در می‌آورد. یک پرش بلند انجام داد که تقریباً به او رسید، اما نوآ از حمله طفره رفت و به‌سمت جانور در حال سقوط شیرجه زد تا از این فرصت استفاده کند.

رهبر نتوانست از حمله در هنگام سقوط طفره رود. نوآ تیغه‌هایش را به هم پیوست تا مرکز سینه موجود را لمس کند. سپس ماده تاریک از پشت او خارج شد تا سرعت او را افزایش دهد و شتاب ایجاد کند.

هنگامی که جانور زمین را لمس کرد، نوآ حمله را رها کرد و تمام ماده تاریک را روی نقطه‌ای که تیغه‌ها لمس می‌کردند متمرکز کرد. قدرت بدنی‌اش نیز کمک کرد و شمشیر‌هایش در نهایت آن پوست کلفت را سوراخ کردند.

نوآ دست‌هایش را باز کرد تا جراحت را بزرگ‌تر کند. پوست میمون سخت بود و در برابر آن نیرو مقاومت می‌کرد، اما در نهایت سوراخ کوچکی روی سینه موجود ظاهر شد.

نوآ در ذهنش فریاد زد: -اسنور!

...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی