تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1518
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۵۱۸ ۱۵۱۸. قولها
خوردن یک ماده رتبه ۸ برای یک رتبه ۷ کار سختی بود. نوآ مجبور شد بازوی میمون را در دنیای تاریک شست و شو دهد در حالی که تکنیک او تخریبش را افزایش داد تا مواد مغذی آن را به آرامی جذب کند.
هر زمان که این انرژی درون سلولهایش جریان پیدا میکرد و قدرتشان را افزایش میداد، بافتهای او شادی میکردند. بازو بدن او را مجبور به پیشرفت قابل توجهی کرد، اما این رشد با انتظارات نوآ مطابقت نداشت.
نوآ تمام بازو را خورد، بدن او به نیمه راه طبقه بالایی هم نرسید. بهبود قابل توجهی بود، اما به سختی میتوانست آن را حس کند.
نوآ پس از بررسی وضعیت خود نتیجه گرفت: -بدنم به مواد اولیه رتبه ۸ نیاز داره تا به رتبه هشتم برسه.
این نتیجهگیری نوآ را ناامید کرد، اما بخشی از او میدانست که چنین الزامات سختی در نهایت چیز خوبی خواهد بود. هر چه مسیر او بهسمت رتبه بالاتر سختتر میبود، پس از پیشروی، مراکز قدرت او قویتر میشدند.
درک او تغییری در وضعیت فعلیاش ایجاد نکرد. نوآ هنوز نمیتوانست به تنهایی موجودات رتبه ۸ را شکست دهد. او موفق شده بود پس از مبارزه همه جانبه در برابر حریفی که انتظار چنین انفجار قدرتی را نداشت، بازو را بگیرد، اما قدرت واقعی نبردش به سختی باعث شد که در لایه شبه رتبه ۸ قدم بگذارد.
مسیر رسیدن به افراد بالارتبه دشوارتر از آن چیزی بود که نوآ پیشبینی کرده بود، اما او عزم خود را از دست نداد. ایدههایی در مورد چگونگی بهبود داشت و دامنه جانوران جادویی هنوز میتوانست منابع زیادی را به او ارائه دهد.
وقتی نوآ از غارش بیرون آمد فرجی پرسید: «کجا بریم؟»
فولِری در منطقهای ساکن شده بود که قبلاً درخت بلندی در آن زندگی میکرد و منتظر نوآ و فرجی بودند تا دورههای آموزشی خود را به پایان برسانند. آنها در آن دوره منطقه را به دشتی پر از بوتههای آبی تبدیل کرده بودند. برخی از آنها حتی شروع به حمله به سرزمینهای نزدیک کرده بودند.
نوآ قبل از نگاه کردن به دوردست گفت: «بیا به لبههای این دامنه برسیم. ما ضعیفتر از اونیم که بتونیم به حوزه انسانی برگردیم. بهتره فعلاً روی بهبود تمرکز کنیم.»
فرجی پرسید: «باید تا وقتی به زور وارد رتبه هشتم شیم به جنگیدن ادامه بدیم؟»
نوآ پاسخ داد: «نقشه همینه. چندتا پروژه دیگه هم در نظ...
کتابهای تصادفی

