فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1529

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۱۵۲۹ ۱۵۲۹. نبرد ذهنی

نوآ پس از تکمیل مراحل آماده سازی، در شروع کار تردید نکرد. شمشیر شیطانی را درون مایع غلیظ سیاه فرو برد، جاه‌طلبی خود را روی تیغه متمرکز کرد و تصویری از اژدها روی سینه‌اش کشید.

پس از این‌که ویرانی ساخته شده توسط دنیای تاریک ساختار قلب اصلاح شده را تضعیف کرد، قلب در دهان نوآ ظاهر شد. او می‌توانست به راحتی آن عضو را بخورد و طلسم حکاکی بدن را تحریک کند.

یک کالبد بزرگ اثیری در ذهن نوآ ظاهر شد. محیط آن‌جا به دلیل انرژی ذهنی سیاه و ماده تاریکی که هاله مایل به قرمزی را که از دیوارهای ذهنی‌اش تابیده می‌شد پنهان می‌کرد، تاریک بود.

وقتی اراده هاله خود را منتشر کرد، فشار عظیمی به ذهن نوآ وارد شد. اگر تمرینات طولانی با نور سفید آسمان نبودند، دیوارهای ذهنی او قطعا فرو می‌ریختند.

اژدها خشمگین شد و بدن اثیری خود را بر لایه‌های دفاعی ماده تاریک کوبید. با این حال، نوآ داشت از جاه‌طلبی خود برای توانمندسازی تمام دارایی‌های درون ذهنش استفاده می کرد. انرژی والاتر او در نهایت موفق شد اراده موجود را مهار کند که باعث شد موجود آرام بگیرد.

نوآ از طریق چهره اثیری خود گفت:«من ترجیح می‌دم از جنگ اجتناب کنم.»

اژدها بلافاصله به سمت نوآ چرخید، اما سریع چشمش به پاهایش افتاد. متوجه تغییرات مختلفی که پس از مرگش اتفاق افتاده بودند شد و خشم خالص چهره‌اش آن را تزئین کرد.

«من فرم پایه تو رو بهبود بخشیده ام.»

نوآ ادامه داد:«دارم بهت پیشنهاد می‌کنم که من رو تا اوج جهان تهذیب دنبال کنی. ما می‌توانیم این کار رو بدون تبدیل بهم ریختن این مکان با هم انجام بدیم.»

«تو با من چیکار کردی؟»

اژدها با صدای انسانی پرسید، اما غرشی با سخنانش همراه شد.

نوآ قبل از تکان دادن دستش گفت:«من تو رو شکست دادم.»

توده‌ای از انرژی ذهنی به سمت نوآ پرواز و خاطرات نبرد او با اژدها را پخش کرد. موجود کم کم اتفاقی که افتاده بود را به یاد آورد و موج دیگری به صورتش هجوم آورد.

«تو بخاطر اون موجودات مزاحم بردی!»

اژدها فریاد زد:«تو به تنهایی نمی‌تونستی من رو شکست بدی.»

نوآ پاسخ داد:«اون موجودات جزئی از وجود من‌اند.»

«تو هم مثل اون‌ها خواهی بود. تنها بخش نامشخص اینه که چطور.»

اژدها قبل از تیراندازی به سمت نوآ غرش کرد:«من هرگز برده نمی‌شم!»

نوآ دستش را بلند کرد و شمشیری از لایه های دفاعی به بیرون پرت شد. لبه آن سیاه بود، اما خطوط قرمزی از سطح آن عبور و خونخواهی شدیدی را منتشر می‌کردند.

ضربه‌ای از شمشیر نوآ بیرون آمد و با ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی