فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1547

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۱۵۴۷ ۱۵۴۷. جنگ

شعله‌های نوآ قدرتی برابر با بدنش داشت. آنها تکه‌ای کامل از زمین را به خاکستر تبدیل کردند در حالی که مواد مغذی که به‌دست آوردند را به‌سوی او می‌فرستادند. با این حال، این برای اصلاح قفسه سینه‌ی شکسته‌اش کافی نبود.

نوآ در حالی که شمشیر نفرین شده را ذخیره می‌کرد و سر جایش صاف می‌ایستاد با خود فکر کرد:

- نمی‌تونم اینطوری به مبارزه ادامه بدم.

بانو کنسون احساس سردرگمی کرد. تکنیک قبلی یکی از قوی ترین حملاتش بود، اما نوآ توانسته بود با یک ضربه آن را از بین ببرد.

مجموعه‌ای از ترک‌های عمیق بدن غول پیکرش را پوشانده بود. این حمله حتی در حالی که صدها متر کریستال از او دفاع می‌کرد به او آسیب رسانده بود. نوآ به آسانی او را کلافه کرده بود.

بانو کنسون نگاهی به نوآ انداخت و عصبانیت ذهنش را پر کرد. کف دست‌هایش را به هم چسباند و موجی از کریستال‌ها از زمین بلند شد. حمله، به سمت نوآ حرکت کرد و او چشمانش را بست تا بر درون دنیای تاریک خود تمرکز کند.

انرژی‌های او در میان جریان‌های ماده تاریک آمیخته شد. انرژی اولیه، تاریکی، انرژی ذهنی و انرژی بالاترش با هم ادغام شدند و ماده ناپایداری را ایجاد کردند و سیاه‌چاله آن را به‌سمت رگ‌های سیاهش فرستاد.

نزدیک بود نیزه‌های کریستالی به نوآ برسند، اما غرشی از دهانش خارج شد و موج صوتی ایجاد کرد که حمله را درهم شکست. شعله‌های آتش نیز همراه با فریاد او می‌چرخیدند و خرده‌های بی‌شماری که در مقابل او شناور بودند نتوانستند در برابر توانایی ذاتی‌اش مقاومت کنند.

سینه‌اش کم‌کم شروع به خوب شدن کرد، اما نوآ صبر نکرد تا این روند تمام شود. ماده تاریکش حاوی جراحاتش بود. با وجود اینکه اندام‌هایش پوست و ماهیچه‌هایی برای پوشش نداشتند، می‌توانست تمام قدرت خود را آزاد کند.

نوآ پاهایش را به زمین کوبید و به جلو شلیک شد. به‌دلیل قدرت بدنی عظیمی که پاهایش آزاد کرد، زمین سوخته متلاشی شد. او تله‌پورت نمی‌کرد، اما بانو کنسون به هر حال نمی‌توانست حرکات او را دنبال کند.

چشمان ارغوانی غول در میان محیط می‌چرخید، اما قبل از اینکه متوجه تهدید شود، نیرویی غیرقابل توقف روی سینه‌اش فرود آمد.

نوآ شمشیر شیطانی و ریشه‌های شمشیری شکل خود را به بدن بانو کنسون زد. نیرویی که وارد کرد، غاری بر سینه‌ی عظیم غول ایجاد کرد و پوست بلورینش را با ترک‌ها پر کرد.

بارانی از خرده‌های بنفش از تنه‌اش بارید، قبل از اینکه نوآ بتواند شعله‌هایش را به راه بیندازد، هاله‌ی خورنده‌ای که حالت شیطانی را پوشانده بود، آنها را نابود کرد.

تمام وجود نوآ شعله‌ور بود. ماده ناپایداری که به‌دست آورده بود، توانایی بدنی‌اش را به سطوحی می‌رساند که بانو کنسون قادر به درک آن نبود. ا...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی