فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1549

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۱۵۴۹ ۱۵۴۹. عصبانی تر

چهار مجسمه انسان‌نما در حال ترک خوردن، نوآ را از هر طرف احاطه کرده بودند. سفیدی تابش شده از ترک‌های آنها کور کننده بود، اما هاله‌شان با ورود به محدوده نوآ کم رنگ شد.

نوآ هنگام بررسی حریفان خود محاسبه کرد -حتی اینم ممکنه کافی نباشه-

نوآ تصور مبهمی از میزان انرژی لازم برای تکمیل گذر از سطح داشت. او تلاش‌های جاه‌طلبی‌اش را دنبال کرده بود، که به او درک کلی از نیازهایش می‌داد.

با این حال، مجبور شد چند متغیر به محاسات خود اضافه کند. نوآ فقط نیاز به جمع آوری انرژی کافی برای ایجاد سطح تهذیب خود در رتبه هشتم نداشت. او باید اشکالات خود را نیز جبران می‌کرد و می‌دانست که وضعیت فعلی او منعکس کننده گذر از سطح واقعی نیست.

نوآ در حالی که لبخند سردش بزرگ‌تر شد.فکر کرد -انگار باید عصبانی‌ترشون کنم-

آسمان با آن ژست مبارزه را شروع کرد. چهار پیکر دستان خود را بالا بردند و رعد و برق‌های سفیدی را رها کردند که به‌سمت نوآ همگرا شدند. آن حملات تمام قدرت رتبه هشتم را داشتند، اما پس از نبرد با بانو کنسون ضعیف به‌نظر می‌رسیدند.

نوآ حتی به خود زحمت اجرای ضربه را هم نداد. او شمشیر شیطانی را روی شانه‌اش گذاشت و چهار تکینک از پیکر او بیرون زد. این حملات از وسط رعد و برق رد شد و به پیکرهای آسمانی رسید و آنها را به دو نیم کرد.

نوآ قبل از اینکه آسمان کاری انجام دهد به جلو حمله کرد. او دست آزاد خود را داخل یکی از توده‌های ترک برد و به آن جرقه‌های سفید چنگ زد. قبل از اینکه شعله‌های سیاه تمام منطقه را فرا بگیرد، موجی از انرژی درون بدنش جاری شد.

سفیدی سریع در میان آن سیاهی درخشید، اما آسمان متوجه شد که نوآ به‌محض دفع شعله‌های آتش ناپدید شده است. یکی از پیکرها نیز در آن نبرد کوتاه ناپدید شده بود.

نوآ دوباره پشت یکی از پیکرها ظاهر شد. جرقه‌های آن به‌آرامی دو نیمه‌اش را با هم ادغام می‌کردند تا یک بدن انسان‌نما را بازسازی کنند، اما یک مشت آنها را مجبور کرد دوباره از هم جدا شوند.

طوفانی از رعد و برق منفجر شد، اما آن جرقه‌ها نتوانستند در محیط فرار کنند. دوان‌لونگ در کنار نوآ پدیدار شده بود و توانایی ذاتی او، آن انرژی را مجبور می‌کرد تا در دهانش جمع شود.

نوآ از طریق ارتباط ذهنی گفت -بعدا بهت جایزه میدم. الان به کوچکترین انرژی هم نیاز دارم-

دوان‌لو...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی