تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1550
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۵۵۰ ۱۵۵۰. سیاهی
نوآ در ذهنش محاسبه کرد -مقدار قدرت موجود تو این فرم از مارهای ردیف میانی بیشتره با این حال، تار و پودش باید ناپایدار باشه. نمیدونم که میشه با تخریبم اون رو مجبور به تبدیل شدن به انرژی اولیه کنم؟-
نوآ در تئوری شانس زیادی مقابل آن حریف نداشت. سطح تهذیب او همچنان در حال سقوط بود و او حتی بدون آن ضعف در انتهای رتبه هشتم بود.
با این حال، حریف او مظهر قدرت آسمان بود. یک موجود زنده درست و حسابی نبود. تودهای از قدرت بود که شکل انساننما به خود گرفته بود. به سادگی انرژی کافی برای رسیدن به سطح میانی را داشت.
نوآ قبل از استقرار همراهانش و پوشاندن آنها با لایههای متعدد ماده تاریک نتیجه گرفت -نمیتونم اجازه بدم بهم دست بزنه-
وقتش رو به اتمام بود. نوآ باید انرژی جذب شده در مبادلات بعدی خود را به حداکثر میرساند، وگرنه موانع بعدی وارد میشد.
نوآ تبدیل به شمشیری سیاه شد که با سرعت بهسوی آسمان حرکت کرد. همراهان او در منطقه پخش شدند و آماده بودند تا هر پنجرهای را که ایجاد میکرد تصرف کند.
صحنه نفس گیر بود. آسمان در هوا معلق بود و سفیدی میتابید که میتوانست از نور طبیعی موجود در هوا پیشی بگیرد. در عوض، نوآ یک تیغه پرنده بود که جریانهای تاریکی را به هر کجا که میرفت پخش میکرد.
برخی از زیر دستان نوآ برای تحسین آن صحنه از مبارزه دست کشیدند. گروهی از معدود تهذیبگران باقیمانده نیز همین کار را کردند و حتی چند مار ابدی رتبه ۸ حمله خود را برای تماشای مبارزه نوآ متوقف کردند.
پیکر آسمان مظهر قواعد جهان بود. ماده پیرامون آن پیکر، خود را فدای ساختار آن کرد. سرزمین بالایی زمین بازیاش محسوب میشد و همه چیز در کنترلش بود.
در عوض، نوآ تجسم یک عمل اولیه سرپیچی بود. فرار او نشان دهنده مخالفت شدید علیه قوانین جهان و حاکم آن بود. ژست او بیانگر شورش خالص علیه آن نظام بود.
البته نوآ فقط به فکر سطح تهذیب خود بود. او چیزی جز یک جانور گرسنه نبود که بهشت را شانس خود برای زنده ماندن میدید.
با این حال بعد از گذر از سطح اجباری اثرش تشدید شده بود. وجود او در تمام اعمالش نفوذ میکرد و باعث میشد احساسات خود را حتی زمانی که فقط دنبال انرژی میگشت، ابراز کند.
آسمان بازوی خود را بلند کرد و رعد و برق عظیمی بهسمت تیغهی سیاه افتاد. موجی از سپیدی خشن از آسمان برخاست و سعی کرد نوآ را در قدرت ویرانگر خود بپوشاند.
حمله بهمراتب سریعتر از نوآ بود. بدن او را در بر گرفت و در منطقه فرود آمد و امواج شوکی ایجاد...
کتابهای تصادفی
