فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1567

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1567: نقشه

نوآ از پادشاه پرسید: «چقدر زمان نیاز داری؟»

پادشاه بدون اینکه دست از کارش بردارد پاسخ داد: «نصفه روز. از روی محاسباتم، وقتی که به آخرین مرحله از حکّاکی برسم، نیروهای کمکی به اینجا می­رسه.»

نوآ پس از شنیدن پاسخ پادشاه، بدون اینکه چیز دیگری بگوید به ارتشش دستور داد مناطق دور و اطراف را ایمن کنند.

ایمن کردن اطراف بدون هیچ مشکلی انجام شد و اداره جوخه­ها هم به جانوران رتبه هشتم محول شد.

بدون اینکه اتفاق خاصی بیفتد زمان گذشت، البته فقط در ظاهر؛ فضای حاکم بر منطقه آنچنان تیره و سنگین بود که جرأت حرف زدن را از افراد گرفته بود.

موفقیت پادشاه در حکّاکی و ساخت تله­پورت، مأموریت آنها را با موفقیت به اتمام می­رساند و شکست او باعث ادامه شرایط فعلی و قاعدتاً گیر افتادن در خطوط دشمن بود.

تهذیب­کنندگان الهی، دورگه­ها و جانوران جادویی، این ساعات باقی­مانده را مشغول به تمرین شدند.

البته که این گذر زمان در مقایسه با عمر طولانیشان حتی به اندازه یک ثانیه هم نبود، اما برایشان به مانند ابدیت طولانی شده بود.

ناگهان صدای زمزمه نوآ در تمام ارتش پیچید: «اونها اینجان.»

ویلفرد و دیگر دورگه­ها به­سرعت افرادی که به­جنگشان آمده بودند را حس کردند، همین طور همه موجوداتی که به رتبه هشتم رسیده بودند.

نوآ و گروهش به همراه ارتش خود به کاخی که در نزدیکی شهر قرار داشت حمله کرده بودند، طولی نکشید که سازمان­های فعال در شهر به رؤسای خود سیگنال خطر ارسال کنند.

همان طور هم که انتظار می­رفت سیگنال خطر آنها باعث شد یک ارتش برای سرکوب آنها به منطقه اعزام شود.

از ارتش اعزامی چندین هاله رتبه هشتم حس شد که با پخش در منطقه سعی داشت نیروهای مهاجم را ارزیابی کند، اما یک نیروی قوی­تر هاله آنها را عقب راند.

نوآ فریاد کشید: «جونورای جادویی عقب رو بگیرین و تهذیب­کننده­ها هم از جلو اونها رو حمایت کنن. دورگه­ها هم خط مقدم.»

نوآ این طرح مبارزه را بر اساس حداقل قربانی تنظیم کرده بود؛ بر این اساس که چه گروهی در برابر خطرات پیش­رو بیشترین شانس را برای زنده ماندن دارد و آن گروه را به خط مقدم فرستاده بود.

البته جانوران جادویی یک استثنا بودند؛ انعطاف باورنکردنی­شان آنها را به حریفانی قدرتمند مبدل کرده بود با این حال برای تهذیب­کنندگان باتجربه، شکار بسیار آسانی بودند.

خیلی زود، دشمن در دوردست­ها قابل رؤیت بود؛ شش هاله رتبه هشتمی در جمعیت انبوهی از تهذیب­کنندگان احساس می­شد و البته که قوی­ترین فردشان هنوز حضورش را آشکار نکرده بود.

ناگهان فشار شدیدی در منطقه گسترش یافت و لشکریان نوآ را به حالت خفگی برد.

<...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی