فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1588

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۱۵۸۸: پیله

شیطان آسمانی و دیگران می‌خواستند کمک کنند، اما آنها خیلی زود دستشان را پایین انداختند. نوآ داشت برای آنها منظره‌ای را خلق می‌کرد که نمی‌خواستند از دست بدهند.

نوآ یک جنگجوی استثنایی بود. او می‌توانست بدون اینکه اجازه دهد زنبورها او را لمس کنند مبارزه کند. با این حال، شرایط مجبورش نمی‌کرد که زیاد حواسش را جمع کند.

نیش زنبورها اغلب روی بدنش فرود می‌آمدند، اما هرگز نمی‌توانستند اثری از خود بر جای بگذارند. برخورد با پوستش باعث ایجاد صداهای قلابی شد که در آسمان سرخ‌رنگ پخش شد، اما هرگز منجر به جراحت نشد.

این ماده ناپایدار بدن نوآ را به چیزی فراتر از پوست و گوشت ساده تبدیل کرد. به او اجازه داد تا از کمال، گذر کند و تقریباً از موجودات جادویی در ردیف پایین مصون شود.

زنبورها هر وقت شمشیرش در هوا برق می­زد، متلاشی می‌شدند. نایت، سایه‌ای دست نیافتنی بود که هر گاه چهره­اش ظاهر می‌شد، سرها را می‌برید. اسنور یک هیولای بلعنده بود که آسمان را با ماده تاریک خشن پوشانده بود. توانایی ذاتی دوان لونگ بیشتر آن موجودات را ضعیف کرد و آنها را به دهان خود کشاند.

این یک قتل عام بود. زنبورها به­هیچ­وجه نتوانستند برتری­ای به دست بیاورند، اما عقب­نشینی نکردند. آنها به حمله به سوی نوآ ادامه دادند تا اینکه همه‌ آنها را نابود کرد.

نوآ به آرامی روی زمین فرود آمد. چشمش به همراهانش دوخته نشد. او مشغول بررسی نبرد بود زیرا چیزی درمورد رفتار زنبورها عجیب بود.

نوآ در حالی که از ماده تاریکش برای بلعیدن اجساد مختلفی که روی زمین انباشته شده بودند، استفاده می‌کرد از خود پرسید: - چرا سعی نکردن فرار کنن؟

به ندرت پیش می‌آمد که مخلوقات آسمانی به نبردی ادامه دهند که هیچ امیدی به پیروزی در آن نداشتند. فقط دستورات یک رهبر مقتدر می‌توانست آنها را مجبور کند تا این حد فداکار باشند.

وقتی متوجه شد که همراهانش منتظر ارزیابی او بودند، نظر داد: «مکان عجیبیه.»

لوک نظر داد: «نمی‌تونی انتظار داشته باشی که یک رتبه ۹، عادی باشه.»

اما نوآ به هر حال احساس راحتی نکرد.

ارثیه ساختارها و لایه‌های خاصی داشت. آنها برای یافتن یک وارث مناسب در پشت آزمایشات پاداش می‌گذاشتند. با این حال، به نظر می‌رسید که این بعد جداگانه هدف متفاوتی داشت.

«سطح نباید زیاد باشه.» نوآ در نهایت گفت. «من می­گم حفاری کنیم تا وقتی که با موجوداتی در طبقه متوسط روبه­رو شیم. نمی‌تونیم بیشتر از این با چیزی درگی...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی