تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1587
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۵۸۷: ازدحام
گروه نوآ به آرامی وارد تونلها شدند. از ترس اینکه ممکن بود باعث ایجاد واکنشی در کل کوه شوند، جرأت نکردند سنگهای روحی که در ورودی دیدند را بردارند.
نوآ در حین بررسی سطح سنگی تونلها فکر کرد: - زنده به نظر میاد.
به نظر میرسید سنگها و زمین قادر به تنفس قوانین آشفتهای بودند که در درونشان جاری بود. به نظر میرسید که آن مواد به طور فعال بادها را برای تغذیه و رساندن انرژی به خود، جذب میکردند.
شاهزاده دوم سعی کرد از آیتم حکاکی شده برای یافتن اطلاعات بیشتر در مورد کل ساختار استفاده کند، اما بازرسیهایش به نتایج قابل توجهی منجر نشد.
گروه فقط توانستند به غرایز و امواج ذهنی خود برای جستوجوی خطرات تکیه کنند.
نوآ احساس میکرد که چیزی اشتباه بود، اما نمیتوانست منبع آن احساس را مشخص کند. کوه خطرناک بهنظر میرسید، اما به دلایلی که نمیتوانست توضیح دهد.
یک هاله قرمز تونلها را روشن کرد و مانع از پرواز گروه در تاریکی مطلق شد. شاخههای زیادی در داخل کوه پخش میشدند، اما به نظر میرسید که بیشتر آنها به سمت هسته آن منتهی میشدند.
در نهایت یک شکاف روشن در خط دید آنها ظاهر شد. تونلها به یک سالن زیرزمینی منتهی شده بودند و درونش یک ترک بزرگ سرخ آتشین که فضا را پاره کرده بود، به چشم میآمد.
نوآ هنگام بررسی ترک با خود فکر کرد: - این شبیه یه ارثیهست.
به نظر میرسید که این شکاف به بُعد جداگانهای منتهی میشد. از آنجایی که کوه وظیفه جذب انرژی از طوفانها را بر عهده داشت، آن دروازهی انتقال هرگز بسته نشد، اما شاهزاده دوم به سرعت متوجه شد که چیزهای بیشتری در مورد آن وجود دارد.
کوه از اکثر قوانین آشفته برای باز نگه داشتن دروازه استفاده میکرد. فضا در سرزمینهای جاودانه بهطور باورنکردنیای انعطافپذیر بود، به طوری که این ترک انرژی زیادی مصرف میکرد.
با این حال شاهزاده دوم به این نتیجه رسید که بخشی از آن انرژی به بعدی جداگانه ختم میشد. چیزی در طرف دیگر ترک آن قدرت را مصرف میکرد، اما متخصص نمیتوانست چیز زیادی از موقعیتش در این سمت دروازه بفهمد.
نوآ در حالی که نگاهی به همراهان رتبه ۷ خود میانداخت، نظر داد: «این احتمالاً برای ارشدهای رتبه ۸ یا بالاتره.»
سخنانش نتوانست آنها را بترساند. جون و دیگران میخواستند طرف دیگر ترک را ببینند. وجود آنها به ...
کتابهای تصادفی


