فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1597

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
فصل 1597: عروسک نوآ و دیگران موفق شده بودند از گسترش هاله آن تهذیب‌گر اجتناب کنند، اما غریزه‌شان مدام ترس را فریاد می‌کشید. آنها می‌توانستند احساس کنند که تهدید جدید چیزی نیست که بتوانند با آن روبرو شوند. آن تهذیب‌گر ظاهر مردی مردی میانسال با موهای بلند سفید و بدون ریش داشت. او ردای سفیدی پوشیده بود که هیچ علامت شناسایی یا نمادی نداشت و هاله سفیدی پیکر او را پوشانده بود. نوآ نمی‌توانست سطح تهذیب او را تشخیص دهد. او می‌توانست به‌طور مبهم احساس کند که این مرد رتبه بیشتری از رتبه 8 دارد، اما انرژی‌اش آنقدر متفاوت‌تر از «نفس» او بود که نمی‌توانست متعلق به دنیا باشد. نوآ در حالی که تلاش می‌کرد راهی برای انتقال حرف‌هایش به همراهانش پیدا کند، فکر کرد: - نمی‌تونیم اینجا بمونیم. گروهش موفق شده بود از حمله مرگبار دوری کند، اما نهایت قدرت‌شان همین بود. غول سنگی از آنها در برابر فشارهای سنگین محافظت کرده بود اما محدودیتی برای اینکه تا چه حد می‌توانستند به چشمانِ درخشان تکیه کنند، وجود داشت. زنبورها آسمان را با صدای وزوز تهدیدآمیزی پر کردند. غول سنگی آن صدا را تکرار کرد و هوا را به لرزه در آورد. همه موجودات در ارتش قصد جنگیدن خود را نشان می‌داند، اما نوآ و دیگران نمی‌توانستند در این احساسات شریک شوند. صدای چشمانِ درخشان از غول سنگی بیرون آمد و آسمان را پر کرد: « بالاخره عروسک رسید.» با گسترش نفوذش در هوا، هوا دگرگون شد. اشکال متراکم ساخته شده از نور قرمز رنگ در آسمان جمع شده و به‌سمت تعداد کمی از زنبورهای باقی مانده پرواز می‌کردند تا آنها را با درخشندگی خود بپوشانند. دو رهبر رده بالا و بسیاری از نمونه‌های رتبه میانی از گسترش هاله تهذیب‌گر جان سالم به در برده بودند. صدای وزوز منتشر شده توسط بال‌هایشان وقتی که هاله قرمز رنگ پیکرشان را پوشانده بود، شدت یافت و قدرتشان نیز افزایش یافت. تهذیب‌گر چشمانش را به آن ارتش دوخت. وقتی به آن موجودات جادویی نگاه کرد انزجار محض در چهره‌اش نمایان شد. همچنین عنبیه‌های سفیدش، با دیدن غول سنگی قرمز رنگ، خشم را نشان می‌داد. نوآ سعی کرد حرکات تهذیب‌گر را دنبال کند، اما به‌نظر می‌رسید که حواس او قادر به‌تصویر کشیدن حرکات او نیست. تهذیب‌گر در دنیای دیگری قرار داشت. گویی حتی هنگام راه رفتن بر روی زمین دودآلود نیز در ابعاد جداگانه‌ای وجود داشت. دوباره صدای چشمان درخشان از غول سنگی...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی