فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1599

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
فصل 1599: ماموریت پس از آرام شدن شوخی‌ها، کارشناسان شروع به کار روی طرح کردند. جردن و یکی از تهذیب‌گران گروه لوک بقیه لژیون را در مورد این طرح آگاه کردند. همچنین پِرل و دیگر کارشناسان خانواده بالرو را احضار کردند تا به آنها در انتقال اخبار کمک کنند. پادشاه الباس و شاهزاده دوم شروع به کار بر روی تله‌پورت کردند و در عین حال ایده‌هایی درباره نحوه رسیدگی به مشکل الکساندر فهرست کردند. آنها حتی کارهای زیادی برای انجام دادن داشتند زیرا هر دو در طول سال‌ها تغییر کرده بودند. شیطان آسمانی از آنها دور شد تا شرایط پیشرفتش را تکمیل کند. مرحله گازی دیگر قادر به مهار ماهیت او نبود. جون و دیگران نیز همین کارا کردند. پس از اینکه شاهد مواجهه همراهان خود با مخالفان قدرتمند بودند، از سطح تهذیب خود خسته شده بودند. می‌خواستند هر چه سریع‌تر به قدرت نبرد رتبه ۸ دست پیدا کنند. سایر موجودات رتبه ۷ در داخل مناطق آبی نیز وضعیت مشابهی داشتند. رهبران آنها می‌خواستند یک موجود در رتبه ۹ را احیا کنند. آن زیردستان نمی‌توانستند بپذیرند که بی‌فایده بمانند. تئودورا شروع به ارسال پیام‌های ذهنی به‌سمت دیگر تهذیب‌گران لژیون کرد. آن سازمان رهبران قدرتمند دیگری در سرزمین‌های بیرونی، قلمرو انسانی و موجودات جادویی داشت، اما زمان متحد شدن فرا رسیده بود. ویلفرد نمی‌توانست از اخبار مطلع شود زیرا مشغول پیشرفت خود بود. با این حال، او می‌توانست احساس کند که در اطراف محل تمرینش غوغایی اتفاق می‌افتد، که باعث شد تصمیم بگیرد روند گذر از سطح خود را تسریع کند. الکساندر در محل تمرینش نوآ را دنبال می‌کرد. دو کارشناس بلافاصله شروع به کار بر روی وضعیت الکساندر کردند و حتی برای دریافت کمک بیشتر با دورگه‌هایی که موجودی لژیون را مدیریت می‌کردند، ارتباط برقرار کردند. معجون‌ها، قرص‌ها و منابع مشابه به‌ندرت روی نوآ اثر می‌گذاشتند. بیشتر آنها تهذیب‌گران را هدف قرار می‌دادند، بنابراین تأثیرات آنها هرگز نتوانست ویژگی‌های ذاتی او را بهبود بخشد. با این حال، لژیون پس از حملات اخیر منابع بی‌شماری را جمع‌ آوری کرده بود. حتی تشکیلات الکساندر، چندین سازمان را ضمیمه کرده بودند که موجودی‌های خود را با خود آورده بودند. نوآ می‌توانست کمبود کارایی را با کمیت جبران کند. او از نتیجه نبرد چشمانِ درخشان بی‌خبر بود، اما هنوز می‌توانست احساس کند که زمانش کم است. الکساندر و سایر دورگه‌ها احساسات مشابهی داشتند که باعث می‌شد در روش‌های...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی