فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1628

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
فصل 1628: چالش شیطان الهی در حالی که دستش را تکان می‌داد، اعلام کرد: «تو منو می‌شناسی. یک موضوع به من بده و من ازت پیشی می‌گیرم. حدس می‌زنم اینبار قدرت بدنی رو انتخاب کنی.» ویلفرد خرخر کرد و گفت: «از چالش خبری نیست. می‌دونم قانونت چطوری کار می‌کنه. الان می‌خوام بدونم ببینم وقتی لازم نیست از کسی پیشی بگیری، چه شکلی می‌شی.» شیطان الهی در حالی که بازوهایش را تکان می‌داد، خندید و گفت: «فکر نکنم حتی خودمم شکل واقعیم رو به یاد بیارم. من برای پیروزی تا اونجایی که لازم باشه از جهان می‌گیرم. وجود من برای چالش‌ها زندگی می‌کنه و بدون اون چیزی جز یک پوسته خالی نیست.» ویلفرد قبل از اینکه مشتش را به سمت او پرتاب کند گفت: «اگه یادت نمیاد پس بذار من به یادت بیارم.» موج ضربه‌ای او در یک نقطه متمرکز شد و از برخورد آن با هوا، موج شوک شدیدی پخش شد. صداهای عمیق در آسمان طنین‌انداز شد و جهان به سرعت انرژی ارسالی به سوی شیطان الهی را آغاز کرد، اما در مرکز آرایه‌ لاجوردی‌ای که شیطان الهی را احاطه کرده بود، سوراخی پدیدار شد. حمله ویلفرد از کنار شانه شیطان الهی گذشت و با قدرت محض خود توانست بخش بزرگی از پوست او را از بین ببرد، اما اندام او دست نخورده باقی ماند. دیو الهی فریاد زد: «پس یه مبارزه رِنج بلند می‌خوای.» سپس انرژی لاجوردی او از اثر تشدید قصد نبردش، شروع به دگرگونی کرد. ویلفرد قبل از اینکه بتواند از قانون خطرناک خود استفاده کند به شیطان الهی گفت: «نه، تو در این مورد هم بهتر از منی.» انرژی لاجوردی شیطان الهی با اعلام ضعف و حقارت ویلفرد از دگرگونی باز ایستاد و به حالت اولیه‌اش بازگشت. قانون شیطان الهی چیز خاصی ایجاد نکرد و جهان هم نتوانست نیازهای متخصص را به درستی درک کند. ویلفرد دوباره هوا را مشت زد و سوراخ دیگری در میان لایه لاجوردی ظاهر شد. شیطان الهی یکی از پاهایش را در حال انفجار دید، همین طور در حال سقوط به سمت زمین، اما کاملاً این رویداد را نادیده گرفت. شیطان الهی فریاد کشید و گفت: «مقاوم‌تر شو.» از دستور شیطان الهی، یک نفس، لایه لاجوردی را فرا گرفت و هدف جدیدی به آن بخشید. ویلفرد پاسخ داد: «تو اونجا هم از من بهتری.» سپس انرژی لاجوردی دوباره هدف خود را از دست داد. ویلفرد دستش را تکان داد و جریانی از انرژی به آرایه و نفس دمیده شده در آن ساختار لاجوردی کوبید و آن را پراکنده کرد. باقی‌مانده قدرت ویلفرد، به شیطان الهی برخورد کرد و او را به دور دست پرتاب کرد. شیطان الهی فریاد زد: «من می‌تونم حتی بدون چالش بجنگم!» سپس انرژی لاجوردی در اطراف بدن او جمع شد. نفس در جراحات او جاری شد و بخشی از تکه‌های پوست گم شده‌اش را ترمیم کرد. انرژی سرازیر شده حتی یک نسخه اتری از پای او را بازسازی کرد تا...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی