فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1627

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
فصل 1627. غافلگیری مبارزه دوستانه به اتمام رسید در حالی که هیچ کدام از طرفین از تمام برگ‌های برنده خود استفاده نکرده بود. این نبرد دوستانه فقط سنگ محکی بود برای مشخص کردن فرد قوی‌تر. با این حال این وضعیت برای تماشاچیان این مبارزه معنی دیگری داشت؛ آن‌ها می‌دانستند که هیچکدام از آن‌ها حتی یک چهارم قدرتشان را هم به نمایش ندادند؛ قدرتشان به آن‌ها ابهت می‌داد، اما از طرفی مایه الهام و پشتکار افراد ضعیف‌تر هم می‌شد. در اصل تنها دلیل این مبارزه، تشویق افراد بود؛ احتمالاً ماموریتی که در طرف دیگرِ جهان به انجام می‌رسید هزاران سال طول می‌کشید و لژیونی که هسته قدرت اصلی خود را از دست داده بود، ضعیف‌تر و آسیب‌پذیرتر از همیشه می‌شد. ثبات سازمان منوط به پیشرفت زیردستان بود و بهترین راه حل برای دستیابی به این هدف، تشویق و الهام بخشیدن به آن‌ها بود. دو متخصص مشغول رسیدگی به زخم‌هایشان بودند، تا اینکه نوآ پرسید: «به نظرت اگه جلوی خودمون رو نگیریم و همه چیز رو بذاریم وسط، کی می‌بره؟» چشمان پادشاه به شیطان الهی افتاد و آهی کشید: «باید اعتراف کنم که هر دوی ما موجودات توانایی هستیم. من هنوز همون تهذیب کننده‌ایم که تو سرزمین‌های فانی باهاش جنگیدی، اما در عین حال کاملاً متفاوتم. فقط مرگه که می‌تونه برنده رو بین ما مشخص کنه و این چیزیه که من نمی‌خوام ببینم.» نوآ به حالتی تمسخرآمیز گفت: «آفتاب از کدوم طرف در اومده؛ پادشاه بزرگ امروز نرم شده؟» نوآ پادشاه را مسخره کرد، اما پادشاه الباس عمداً حرف‌هایش را نادیده گرفت و در پاسخ گفت: «نرم بودن ویژگی مهم یه سازنده‌ست. موضوع حد و مرز نیست؛ قلمروهایی هستن فراتر از منطق و چیزای دیگه، که به لطف تو تونستم اونجا‌ها رو ببینم.» نوآ لحنش جدی شد و گفت: «من بر اون بخش از قانونم کنترلی ندارم و نداشتم.» پادشاه الباس پاسخ داد: «با این حال هنوز بخشی از وجود توئه. واقعاً خنده داره که ببینی چطور همه چیز تکامل پیدا می‌کنه. من به یک فرد غیرعادی تنها تبدیل شدم، اما تو به یه رهبر قدرتمند. سفر تهذیب می‌تونه شگفتی‌های زیادی رو تو خودش داشته باشه، حتی پس از هزاران سال.» نوآ افزود: «هنوز زوده، ما هنوز به مرحله آخر نزدیک هم نشدیم.» پادشاه الباس پرسید: «می‌خوای تموم بشه؟» نوآ خندید و گفت: «ترجیح می‌دم درجات جدیدی ایجاد کنم تا توقف. ما کلاً رد دادیم، بی‌حرکت موندن به درد ما نمی‌خوره.» پادشاه الباس قبل از اینکه دوباره به همان حالت سرد و خشن همیشگی‌‌اش برگردد، به آرامی خندی...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی