فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1656

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1656 - 1656. تحمل

فِی جای زخم بلندی پوشیده از یخ داشت که از مرکز صورتش تا کمرش پخش شده بود. نایت سعی کرده بود او را در یک حمله بکشد، اما ارشد یک طلسم نجات دهنده پنهان در بدنش داشت.

«چطور ممکنه تو یه ارشد مرحله گازی باشی؟» فی در حالی که هاله خفه کننده‌اش در آسمان پخش می‌شد، پرسید.

هاله او موفق شد قانون نوآ را سرکوب کند، اما زبانه‌های ماده تاریک خیلی زود از بدن نوآ جاری شد و از آن تأثیر جلوگیری کرد. او همچنین ثابت ماند زیرا قدرت بدنی‌اش او را از آن وزن مصون می‌ساخت.

«تا حالا دربارش فکر نکردی؟» نوآ خندید. «شاید توان نبرد من در مقایسه با سطح تهذیبم پایین باشه، اما دوستای من قدرت مشابهی دارن. شاید این اونا هستن که توی سطح متوسطن، و این تو هستی که واسه سطح فعلیت ضعیفی.»

فی پاسخ داد: «طعنه‌هات باعث نمی‌شه تمرکزم رو از دست بدم. تونستی من رو یه بار غافلگیر کنی. این قرار نیست دوباره تکرار بشه.»

نوآ قبل از غلاف کردن شمشیر اهریمنی و احضار انگل آه کشید. «می‌دونم.»

لایه‌ای از ماده تاریک بدن او را پوشانده بود، قبل از اینکه مجموعه‌ای از ریشه‌ها در بالای پیکر او پخش شوند.

عطش خون نیز از ذهنش جاری شد و شروع به مبارزه با هاله فی کرد.

چشمان فی وقتی دید دسته سیاهی از سینه نوآ بیرون می‌آید، تیز شد. ارشد از قدرت موجود در آن سلاح آگاه بود، بنابراین در به کارگیری بهترین طلسم خود تردید نکرد.

یخ او در آسمان پخش شد و جهان را تحت تأثیر قرار داد. هوا خرد شد و انرژی خود را به طلسم او داد. به زودی یک منطقه وسیع از زمین یخ زده شکل گرفت و به نظر می‌رسید که فی درحال ترکیب شدن با آن است.

یخ روی بدن فی پخش شد و او را به مجسمه تبدیل کرد. هاله او تشدید شد و تاثیر زمین یخ زده را افزایش داد.

یک دنباله طولانی از یخ ناگهان در نزدیکی لبه‌های زمین ظاهر شد. نایت برای کسری از ثانیه قابل مشاهده شد قبل از اینکه دوباره با جهان ترکیب شود. پتروداکتیل سعی کرده بود حمله‌ای را انجام دهد، اما فی موفق شده بود آن را احساس کند.

- من نمی‌دونم اون چطور این کار رو کرد.

افکار نایت از طریق ارتباط ذهنی منتقل شد.

- من اشتباهی نکردم.

نوآ پاسخ داد.

- تقصیر تو نیست. نفوذ اون به عمقی می‌رسه که ما هنوز باید درباره‌اش مطالعه کنیم. ما قوی هستیم، اما اون از نظر فنی توی تهذیب از ما بهتره.

نایت پس از یک لحظه سکوت کوتاه پرسید...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی