تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1660
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1660 - 1660. پیچیده
- بالاخره.
نوآ به محض ناپدید شدن گذرگاه به باطل، در ذهن خود آه کشید.
- سیاهچاله من قوانین فضا رو درک کرده. الان فقط باید اونا رو به افکار تبدیل کنم.
سیاهچاله ارتباط عمیقتری با فضا داشت. وجود نوآ در زمینههای بسیاری گسترش یافته بود، اما مرکز چهارم قدرت او توانست پیوندی با آن جنبه جدید پیدا کند.
درک به آرامی در ذهن نوآ جریان یافت. سیاهچاله چیزی را از او پنهان نمیکرد، اما آگاهی او باید آن غرایز ضعیف را به افکار مناسب تبدیل میکرد.
-این خیلی پیچیدهست.
نوآ هنگام مرور انبوه اطلاعاتی که به ذهنش رسید آه کشید.
فضا یک میدان پیچیده بود. این پایه و اساس همان جهان بود، اما همچنین میتوانست به سادگی خلأ باشد. شکل مناسبی نداشت اما همه جا وجود داشت.
نوآ احساس میکرد که میتواند رشتههایی را ببیند که سرزمینهای جاودانه را با افزایش درک او کنار هم نگه میدارد. دنیا دیگر فقط آسمان و زمین نبود. لایههایی با چگالیهای مختلف داشت که آن را به ابعاد مختلفی تقسیم میکردند.
آن منطقه از سرزمینهای جاودانه فقط دو بعد بزرگ داشت. یک لایه محکم دنیای واقعی را از خلأ متمایز میکرد. به نظر میرسید که آن محیطها در همان مکان وجود داشته باشند، اما در عین حال دور بودند.
نوآ بازوی خود را بلند کرد و ماده تاریک نوک انگشتانش را پوشاند. چند بار دستش را تکان داد و به زودی تودهای از هوای جامد را لمس کرد.
هوا در واقع جامد نبود، اما انگشتان او میتوانستند لایهای را که ابعاد را تقسیم میکرد لمس کنند. این همان اثری بود که توسط طلسم بانو وُید ایجاد شد، اما نوآ اکنون میتوانست آن را به تنهایی فعال کند.
- شاید دیگه به تاریکی خاص نیاز نداشته باشم.
نوآ در حالی که انگشتانش را قوس میداد و آنها را مجبور میکرد تا آن لایه محکم را سوراخ کنند، فکر کرد.
ترکهایی در اطراف انگشتانش پخش شد. نوآ داشت دستش را به فضای خالی میزد، اما قبل از ورود به آن قلمرو متوقف شد.
هاله او سپس در لایه پخش شد تا بعد سوم ایجاد شود. نوآ در حال ساخت نسخه خود از دامنه سایه بود بدون نیاز به تاریکی خاصی که توسط بانو وُید دریافته بود.
- سختتر از چیزیه که فکر میکردم.
نوآ در ذهن خود اشاره کرد.
- تاریکی من با این روش مناسب نیست، اما من به مراتب بیشتر از اون دارم. این مصرف بالاتر ارزشش رو داره.
وجود نوآ هنوز در حال جذب آن قوانین جدید بود، بنابراین تاریکی او...
کتابهای تصادفی

