فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1687

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1687 - 1687. طرح

نبرد برای چند ثانیه متوقف شد. هر دو طرف در حال بررسی مبارزه قبلی برای یافتن نقص در حریفان خود بودند، اما وضعیت بسیار آزاردهنده به نظر می‌رسید.

نوآ به تازگی راهی برای کشتن حریفانش پیدا کرده بود، اما آن‌ها دیگر در دفاع از خود فرصتی نشان نمی‌دادند. سطح تهذیب‌شان دست برتر را در مبارزه به آن‌ها داده بود و تجربه نبردشان به آن‌ها اجازه می‌داد از این ویژگی استفاده کنند.

از سوی دیگر، چهار رهبر برای ارزیابی قدرت نوآ مشکل داشتند. او به نشان دادن توانایی‌های جدید ادامه می‌داد و به نظر نمی‌رسید که ذخایر انرژی‌اش محدودیتی داشته باشد.

تهذیب‌گرهای معمولی مرحله مایع در مقابله با چند ارشد سطح مایع به سرعت «نفس» خود را تخلیه می‌کردند. چهار رهبر می‌دانستند که بخشی از این محدودیت‌ها برای نوآ به دلیل وضعیت او اعمال نمی‌شود، اما قدرت او هنوز معنا پیدا نمی‌کرد.

نوآ خسته به نظر نمی‌رسید. او می‌توانست با شعله‌های آتش آسیب‌های وارده از سوی تهذیب‌گرهای مرحله جامد را برطرف کند و حملات او می‌توانست رهبران را در معرض خطر قرار دهد.

با این حال، هر دو طرف راهی به سوی پیروزی یافته بودند. رابرت و دیگران یاد گرفتند که با برخی از توانایی‌های نوآ مقابله کنند و نوآ متوجه شده بود که قانون او می‌تواند به مخالفانش آسیب برساند.

طرح‌هایی در ذهن ارشدان شکل گرفت. هم نوآ و هم رهبر در آن لحظات سکوت تاکتیک‌هایی را توسعه دادند.

نوآ در ذهنش فکر کرد: - رفع اشکالات شمشیر نفرین شده تو این سطح سخته. اما دنیای تاریک می‌تونه بدن من رو مجبور کنه که یه دست بمونه.

رهبران افکار مشابهی داشتند. نور آسمان و زمین می‌تواند آن‌ها را شفا دهد و دوباره زنده کند. که به آن‌ها زمان کافی برای مقابله با توانایی‌های نوآ و گوشه گیر انداختن او می‌دهد.

رابرت در حالی که پوزخندی سرد بر لب داشت پرسید: «می‌تونیم ادامه بدیم؟»

همراهانش با نگاه‌های کنجکاو او را بازرسی کردند، اما فورا دلیل سخنان او را فهمیدند. نوآ از آن استراحت برای بهبودی استفاده می‌کرد، بنابراین بهتر بود بلافاصله مبارزه را از سر بگیرند.

نوآ چیزی متفاوت از آن سوال فهمید. رابرت و همراهانش نیازی نداشتند که در طول نبرد تا این حد مؤدب باشند. آن‌ها می‌توانستند به جای اتلاف وقت با گفتگوهای بی‌فایده مستقیماً به او حمله کنند.

نوآ در ذهن خود نتیجه گرفت: - اونا هم منتظر یه چیزین.

حتی پادشاه الباس و بقیه تیم نوآ در مورد برگ برنده بهشت و زمین نظری نداشتند. آن‌ها نمی‌دانستند که جهان برای غلبه بر شیطان چه برنامه‌ای د...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی