فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1693

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1693 - 1693. تحول

رابرت لبخند بزرگی نشان داد که وضعیت جراحات او را منعکس نمی‌کرد. نوآ از دیدن این منظره کمی ‌متعجب شد، اما بلافاصله دلیل این حرکت را فهمید.

نوآ در حالی که صدایش را کم کرده بود پرسید: «به این زودی از آسمان و زمین خسته شدی؟ باور نمی‌کردم اینقدر قانع کننده باشه.»

رابرت زمزمه کرد: «کلمات تو بیشتر از طعنه‌های کودکانه نبود. اما قدرت تو راهی رو به من نشون داد که تو سفرم نتونستم ببینم.»

نوآ پرسید: «می‌خوای از من برای پیگیری یه سفر تهذیب‌‌‌ بدون کنترل زمین و آسمان استفاده کنی؟»

رابرت پاسخ داد: «البته. تا وقتی بتونم به اهدافم برسم روشش مهم نیست. تو مشکلی داری؟»

نوآ خندید: «به هیچ وجه. این تنها تصمیمیه که حاضرم قبول کنم.»

رابرت‌‌ از خنده سرد او تقلید کرد: «اگه مسیرت به شکست دیگه‎ای تبدیل بشه ممکنه در نهایت بهت خیانت کنم.»

نوآ با تشدید جاه طلبی‌اش فریاد زد: «کی اهمیت می‌ده!»

خنده‌ دیوانه‌واری از دهان نوآ بیرون آمد زیرا وجود او‌ همچنان قانون رابرت‌‌ را تغییر می‌داد. نایت‌ هرگز جدا کردن ارشد‌‌‌‌‌‌‌ از آسمان و زمین را تمام نکرد و جهش‌ها در این راه به همراهی کمک کرد.

نوآ احساس وجد کرد. پتانسیل او پس از شکست دادن ملیسا افزایش یافته بود و تنها فکر کردن به دزدیدن یکی از پیروان آسمان و زمین روحیه او را بیشتر بهبود می‌بخشید.

غرور و خشم او به خروجی محض قدرت آزاد شده توسط قانون او پیوست. ویژگی‌های نوآ که به تازگی بهبود یافته بود، آسمان و زمین را هدف قرار داد و تحول را تسریع کرد.

وضعیت رابرت بدتر شد. آسمان و زمین نتوانستند جراحات او را التیام بخشند زیرا نوآ سر راه بود و جاه طلبی نیز کمکی به حال او نمی‌کرد.

وقتی به آن نوع دگرگونی رسید، مرگ لازم بود. رابرت نمی‌توانست مستقیماً به موجودی جهش پیدا کند که متعلق به آسمان و زمین نیست. ارشد‌‌‌ قانون خود را رها کرده بود تا آن را با سیستم جهانی ترکیب کند، بنابراین نوآ اساساً مجبور شد او را بازسازی کند.

البته، رابرت همچنان پایه و اساس پایداری را حفظ کرد. جاه طلبی نوآ نیازی به شروع از صفر نداشت. می‌توانست از قانون ارشد استفاده کند و آن را اصلاح کند تا زمانی که به حالتی که برای او مناسب است، بدون تعلق به آسمان و زمین بازگردد.

نوآ در حالی که ماده تاریک‌ از پیکر او بیرون آمد‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و رابرت را در بر گرفت‌‌ دستور داد:

- اون رو نخور.

غرورش پس از دگرگونی با گرسنگی او ارتباط تنگاتنگی پیدا کرده بود. نوآ فکر نمی‌کرد که سیاه‌چاله به اشتباه رابرت را بخورد‌‌، اما همچنان به وجود او در ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی