تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1717
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۷۱۷ - ۱۷۱۷. تکنیک
نوآ و دیگران نمیدانستند چه کنند. آنها یکی از بهترین تکنیکهای خود را به کار گرفته بودند، اما غول رتبه 9 حتی از جایش تکان نخورد. تاثیر قوانین نوآ و رابرت در آن موقعیت اهمیتی نداشت. آنها قدرت مطلقی نداشتند. وجودیتشان نمیتوانست موجود رتبه 9 را لمس کند.
شیطان آسمانی هنوز پیشروی میکرد، و نوآ نمیدانست چگونه از این مخمصه بیرون بیاید. با دشمنی که جلوی رویش قرار داشت وقت نداشت به ارشد فکر کند. بقیه ارتش هم در وضعیت مشابهی قرار داشتند. بهترین حملات رتبه هشتم را دیده بودند که در برابر موجودی که در رده پایین رتبه 9 بود کارساز نبود. قدرتهایشان تفاوت زیادی داشت و با درک این، ناامیدی در وجودشان پخش میشد.
«چیزی تو ذهنته؟» رابرت درحالیکه از پرواز کردن میایستاد پرسید. نوآ و قدیس شمشیر هم همین کار را کردند. باید قبل اینکه شیطان آسمانی با وجود جرقه درگیر میشد، تصمیمی میگرفتند.
«سعی میکنم بهتر حمله کنم.» قدیس شمشیر واضح گفت: «اما من نمیتونم بکشمش. رتبه 9 از توان من خارجه.»
«من بهترینم رو در حمله آخر گذاشتم.» نوآ توضیح داد.
«هیچی جواب نمیده مگه اینکه از حمله قبلیمون خیلی بهتر باشیم.» حرفهای نوآ باعث شد هر سه حرفی نزنند و در ذهنشان دنبال راهی باشند. نتوانستند به نقشه مناسبی فکر کنند. هیچ کدام از دانستهها و تجربههایشان نمیتوانست در برابر موجود رتبه 9 کمک کند.
«میتونیم اینو امتحان کنیم.» قدیس شمشیر در نهایت پیشنهاد داد. «در این مبارزه قدرت خالص اهمیت نداره. برای اینکه در رقابت پیروز بشیم باید کیفیت حملههامون رو زیاد کنیم.»
«نمیتونم انجامش بدم.» نوآ توضیح داد.
«من کمکاری نمیکنم. همین حالا هم بهترین حملهام رو انجام دادم.»
«لازم نیست که تنهایی انجامش بدی.» شمشیر قدیس غر زد. «باهم انجامش میدیم. بیاین قدرتمون رو باهم ادغام کنیم و حمله کنیم.»
«آخه مگه ممکنه؟» نوآ پرسید.
«برندگیمون ویژگیهاش یکیه.» شمشیر قدیس توضیح داد.
«تو فقط باید تموم قدرتت رو ...
کتابهای تصادفی



