فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1719

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۱۷۱۹ - ۱۷۱۹. احمق‌ها

سطح تهذیب‌گری نوآ شروع به کاهش کرد زیرا نیروها همچنان او را کنار می‌زدند. حس‌هایش دوباره فعال شده بودند، اما او همچنان بین سیاهی و روشنی جابه‌جا می‌شد.

همراهانش وضعیت مشابهی داشتند اما او نمی‌توانست آن‌ها را حس کند. مراکز قدرتش بیش از حد ضعیف شده بود و عواقب جاه‌طلبی‌اش شروع به تاثیر گذاشتن بر وجودش کرده بود. نوآ می‌دانست که از محدودیت‌های خود بیش از حد فراتر رفته است. هیچ مقدار انرژی نمی‌توانست او را قادر سازد تا عواقب پیش رو را نادیده بگیرد. او نیاز به استراحت مناسب داشت و این فرایند ممکن بود سال‌ها طول بکشد.

آگاهی تقریبا هوشیارش تمام تلاشش را می‌کرد تا نوآ را بیدار کند، اما او بیش از حد احساس ضعف می‌کرد. مراکز قدرتش می‌خواستند خاموش شوند و به استراحتی که شایسته‌اش بودند برسند و وجودش حتی برای پر کردن درونش تلاش می‌کرد. غریزه‌های بقایش فعال شدند و ذهنش را مجبور کردند تا آگاهی کامل از محیط اطرافش را دوباره به دست آورد. نور شدید دید نوآ را گرفت و وضعیتش را به یادش آورد، اما محیط به شدت متفاوت از قبل بود. نور در حال شکستن بود. توده‌های سفیدی از هر جهت فرو می‌ریخت و هوای عادی را نمایان می‌کرد. با باز شدن وجودش و پراکنده شدن صاعقه‌هایشان، فریادهای خشمگینی سر داد.

وجودهای ضعیف انسانی کمرنگ هر از گاهی در میان نور دیده می‌شدند. نوآ توانست برخی از همراهانش را بشناسد، اما فهمید که آن‌ها هم در وضعیت مشابهی هستند. همه آن‌ها در جریان مبارزات اخیر از حد خود فراتر رفته بودند و به ناچار طعمه نیروهایی شده بودند که اکنون منطقه را پر کرده بود.

چشمانش در نهایت به یک موجود عظیم افتاد. نوآ غول را شناخت و با دیدن وضعیتش لبخندی بر لبانش ظاهر شد. چهره غول پس از حمله آخر، ویژگی‌های انسانی پیدا کرده بود و در حال حاضر خشم خالصی را نشان می‌داد. در عوض، چیز دیگری روی بدنش تغییر کرده بود. سوراخ عظیمی روی سینه‌اش ظاهر شده بود و ساختارش را از بین برده بود بود.

- این چهره بهشته؟

نوآ در حالی که آن ویژگی‌ها را به خاطر می‌سپرد، فکر کرد. غول شبیه یک مرد میانسال خوش قیافه بود. چهره استخوانیش عبوس به نظر می‌رسید، با عصبانیتی که اکنون چهره‌اش را پر کرده بود، به نظر می‌رسید می‌تواند همین حالا دیوانه شود. موجود شکست خورده متوجه نگا...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی