تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1720
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۷۲۰ - ۱۷۲۰. حفاظت
نوآ احساس خستگی میکرد. بدنش در آستانهی خواب زمستانی بود تا به جراحتهایی که به مراکز قدرتش آسیب زده بود، رسیدگی کند، ولی خودش را مجبور کرد چند ثانیه دیگر بیدار بماند. چشمانش در میان محیط حرکت کردند و سرزمین لاجوردی را نگاه کردند. قوانین حاکم بر جهان را بررسی کرد تا ببیند تحت تاثیر شیطان قرار گرفتهاند یا خیر.
بررسی چیزی را فاش نکرد. دنیا چیز عجیبی نداشت. نوآ و دیگران به طرف دیگر سرزمینهای فانی برگشته بودند. فرود بر زمینی آشنا پایان مأموریت آسمان و زمین را مشخص میکرد. گروه نمیدانست که نبرد بین رتبههای ۹ چگونه تمام شده. با این حال، هیچ کدام از آنها به این موضوع اهمیت نمیدادند. ارتش در ابتدا بیش از صد نفر از تهذیبگران رتبه ۸ را شامل میشد، اما با نبردههای اخیر فقط تعدادی زنده مانده بودند.
بهجز دوستان نوآ، کمتر از بیست ارشد از مجازاتهای مختلف جان سالم به در برده بودند. آخرین تلاش نوآ برای بیدار ماندن پس از آن بررسی تمام شد. روی زمین افتاد و همراهانش به سرعت در اطرافش ظاهر شدند تا مواضع دفاعی بگیرند. دیگر ارشدان در گروه وضعیت بهتری داشتند، اما برای بهبودی به زمان بیشتری نیاز داشتند. نگاههایشان به طور مختصر بر نوآ که سقوط کرده بود رفت و سپس آنها هم روی زمین دراز کشیدند و شروع به جمعآوری انرژی کردند.
برخی از دفاعها از وجودشان بیرون آمد، اما به نظر میرسید که چندان به این جزئیات اهمیت نمیدهند. به راستی که گروه متحمل خسارات بیشماری شده بود، اما هنوز هم تعداد باورنکردنی از تهذیبگران رتبه ۸ را شامل میشد. بیشتر سازمانها حتی نمیتوانستند به این قدرت امیدوار باشند. احتمال اینکه نیروهای خارجی تصمیم حمله به آنها بگیرند، بسیار کم بود. فقط چند ارشد بیدار ماندند. پادشاه الباس، ویلفرد، فولری و برخی از تهذیبگران که جراحات شدیدی ندیده بودند، میتوانستند هوشیاریشان را حفظ کنند و مراقب منطقه باشند. هیچ کدام تصمیم نداشتند آنجا را ترک کنند، و فضا در نهایت به دلیل جذب انرژی توسط ارشدان قدرتمند دچار انحنا شد. زمین به تدریج ناپدید میشد زیرا قدرت به سوی کولتیواتورها و دورگهها سرازیر میشد. این گروه تمام منطقه را اشغال کرده بود...
کتابهای تصادفی
