تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1728
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 1728: نبرد
«اون بد نیست.» نوآ خندید.
«اون موقع این کارو با یه انگشت میکردی.» پادشاه الباس خرخر کرد.
«اون یه چیزی گفت!» فولری داد زد، اما همه میخواستند به نبرد توجه کنند، پس خوک را نادیده گرفتند.
کیرک به سمت 9 موجود باقی مانده چرخید. دو تهذیبگر، شش جانور جادویی از گونههای مختلف و یک دورگه در میدان نبرد باقی مانده بودند، اما به نظر نمیرسید که ترسیده باشد.
جردن عمدا حریفانی انتخاب کرد که از نفوذ نوآ سود زیادی نبرده بودند. او فهمید که گروه فقط میخواهد قدرت کیرک را آزمایش کند و سعی کرد از ایجاد یک نبرد مرگبار جلوگیری کند.
یکی از جانوران جادویی، یک کرگردن عظیم با پوست فلزی، به جلو حرکت کرد و باعث لرزش کل چاله شد. یک عقاب از پشت موجودات به آسمان رفت و منقار خود را به سمت کیرک گرفت. یکی از دو بوزینه سفید تصمیم گرفت کرگردن را دنبال کند، و یخ زیر پایش پخش شد.
کیرک با دو انگشت به سمت کرگردن اشاره کرد. او چشمانش را بست و شروع به جمعآوری قدرتش کرد. نوآ و پادشاه الباس بلافاصله متوجه انرژی بالاتری که از دستش جریان پیدا میکرد و یک مارک سیاه روی نوک انگشتانش تشکیل میشد، شدند.
کرگردن حتی وقتی انگشتان کیرک با نور قهوهای شروع به درخشش کرد متوقف نشد. یک صدای آهسته منطقه پر کرد، سپس زمین جلوی او شروع به شکستن کرد.
انرژی نامرئی به سمت کرگردن رفت. زمین باز شد و تکههای آن شروع به چرخش در اطراف ضربه کرد. فضا هم میخواست خم شود، اما سرزمینهای جاودانه خیلی پایدار بودند.
کرگردن ناگهان از میدان نبرد غیب شد، اما کیرک حالتی متعجب نشان داد حمله او نباید باعث آن میشد، و نگاهاش زود به سمت جایگاهها رفت.
وقتی کیرک به نوآ نگاه کرد او شانهاش را بالا انداخت و زود توضیحی داد.
«هرچی داری رو کن. مطمئن میشم که هیچکدومشون کشته نشن.»
با این حرف لرزی بر ستون فقرات کیرک افتاد، نوآ در مبارزه دخالت نکرد، اما تصمیم گرفت کرگردن را نجات دهد. او فورا میفهمید که کدام حمله باعث آسیب بیشتر یا مرگ مبارزان میش...
کتابهای تصادفی
