تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1733
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۷۳۳ - ۱۷۳۳. انزوا
نوآ و به طور کلی تمام لژیون ساکت شدند. همه ارشدهایی که با حیله آسمان و زمین مواجه شده بودند باید تزکیه میکردند تا تجربیات خود را به بخشی از قدرتشان تبدیل کنند. کسانی که در آن سوی سرزمینهای فانی مانده بودند نیز باید پیشرفت میکردند. از شانسشان نفوذی که در آن سرزمینها جریان داشت سوختی عالی بود.
فقط نیروهای ضعیفتر در محدوده لژیون فعال باقی ماندند. آنها وقت خود را به گشت زنی در مناطق و مراقبت از جانوران جادویی که ارشدها از خارج از مرزها آورده بودند، میگذراندند.
قلمرو لژیون تغییر کرده بود، اما جانوران جادویی به این تغییرات اهمیتی نمیدادند. نفوذ نوآ یک اثر انفعالی بود و به قوانین جهش یافتهای که آن مناطق را پر میکرد اتصال داشت، پس در نهایت آن موجودات بدون توجه به جنبههای شگفت انگیزش از قدرت نوآ بهره بردند.
ولی این امر در مورد تهذیبگران و دورگهها صدق نمیکرد. پادشاه الباس، نوآ و دیگران را در طول مأموریت قبلی همراهی کرده بود و اطمینان حاصل کرده بود که هر قلمرو دارای جاهطلبی باشد.
آن آیتمهای حکاکی شده بسیار ساده بودند. آنها بقایای جاهطلبی نوآ را جذب کرده و به سطح پخش میکردند. زمین به دلیل ریشههای بوتههای آبی به طور طبیعی جهش مییافت، پس هدف ابزارهای پادشاه الباس هوا بود.
نوآ نیز تهذیب کرد. او نیاز به انجام کار زیادی در انزوای خود نداشت. به ندرت نقشههایی وجود داشت که بتواند با سطح خود در آنها شرکت کند، پس میتوانست تمام توجه خود را روی مراکز قدرتش بگذارد.
در عوض، ارشدهای دیگر فشار بیشتری را بر خود احساس کردند. آنها باید بر یکی از بزرگترین موانع مسیر تهذیب خود غلبه میکردند. باید قدرتهایی ایجاد میکردند که آنها را قادر به مقابله با قوانین آسمان و زمین میساخت.
این روند برایشان آسان نبود و نوآ نمیتوانست در آن کمکی کند. او قادر بود بدن ارشدها را بازسازی کند و مجبورشان کند که به عنوان موجودات جدید دوباره متولد شوند، اما این روش برای همه کار نمیکرد.
فرجی، رابرت و فولری استثنا بودند. فرجی چیزی بیش از یک جسد نبود که نوآ تصمیم گرفت او را متحول کند، در حالی که رابرت متعلق به سلسه آسمان و زمین بود...
کتابهای تصادفی

