فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1759

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۱۷۵۹: دفاعیات

تصویر نسبتاً کامل از بعدِ مجزا و تله‌ها، آسمان را پر کرد و اهداف لشکر را مشخص کرد. تمام متخصصین آماده بودند تا با موج سوم حملات همراه شوند اما ناگهان نوا دست خود را به منظور توقف آن‌ها بالا برد.

نوا دستور داد: «بذارین من و الباس و قدیس شمشیر به تله‌ها رسیدگی کنیم.» و باقی متخصص‌ها پایین آمدند تا به آن سه نفر فضا بدهند.

بعد مجزا تله‌های بسیاری داشت که ظاهراً انرژی بسیاری را در خود جای داده بودند. نوا ماهیت دقیق نواحی بیضوی و کروی را نتوانست درست تشخیص دهد، اما برنامه داشت قبل از نزدیک شدن به شهر کریستال آن‌ها را تخریب کند.

شاه الباس در حالی که داشت نیزه‌ایی آتشین در رده بالایی از حلقه فضایش می‌کشید، با خرناس گفت: «این منو یاد زمین‌های جاودانه میندازه.»

نوا با خنده گفت: «واقعیتش ما تو رو قرن‌ها بیرونِ بعد مجزا نگه داشته بودیم. باید به رتبه هفتم می‌رسیدی تا واردش می‌شدی.»

شاه الباس با سرفه گفت: «یادته من تصمیم گرفتم تو رو عفو کنم؟»

نوا با نیشخندی به سمت همراهانش نگاه کرد و پرسید: «خب، تصمیم خوبی بود یا نه؟»

شاه الباس خرخری کرد، نوا دوباره خندید و شمشیر شیطانی‌اش را کشید. دست آزادش را به سمت تله‌های مختلفی نشانه گرفت و مطمئن شد که دو همراهش آن‌ را دنبال می‌کنند.

نوا توضیح داد: «قدیس شمشیر به اونایی که مرکزیه می‌رسه، من و الباس هم به کناری‌ها.»

آن‌ها نگاه‌های تایید آمیزی باهم رد و بدل کردند و حملات دقیقی با سلاح‌ِشان به سمت شکل‌های آسمانی‌ایی که روی دشت شناور بود، کردند.

شاه الباس نیزه‌اش‌ را روی ساعدش گذاشت و شلیک‌های آتشینی که از نور طلایی ساخته بودند، کرد. شعله‌ها همه چیز را در مسیرشان سوزاندند، تله‌های آسمانی و مرکزشان را، اگرچه بعضی از اثرات‌ِشان هنوز در فضا پخش بودند.

قدیس شمشیر یک شمشیر نقره‌ای را که خود به خود شلیک می‌کرد، ساخت. حتی نیاز نبود تا آن را به سمت هدف تکان دهد تا ضرباتی وارد شود. آن شمشیر تله‌ها را سوراخ می‌کرد و از درون آن‌ها را خرد می‌کرد.

نوا شمشیر شیطانی را به سمت اهداف نشانه گرفت. هر بار که به سمت یکی از تله‌ها آن را نشانه می‌گرفت، ضربه‌ایی به شکل یک شمشیر کوچک از آن آزاد می‌شد. ضربات روی نواحی کوچکی اطراف بعد مجزا فرود می‌آمدند و با تقویت نقص‌شان آن‌ها را وادار به شکستن می‌کردند.

بارش حملات تله‌ها را در لحظاتی نابود کرد، اما برخی به ناچار پس از خرد شدن لبه‌هایشان فعال شدند. گازهای سمی، دسته‌های از حشرات عجیب و انفجارهای مختلفی کل بعد مجزا را فرا گرفت و سعی داشت تا به رشته کوه‌ها برسد.

نوا در حالی که سعی داشت صدای خود را پایین نگه دارد، گفت: «مقابله کنید.»

ویلفرد و متخصصینی که پشت او بودند پا پیش گذاشتند و توانایی‌هایشان را است...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی