تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1761
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 1761: عصا
ارتش نوآ در طی این سالها که طول کشید به مقصد برسند چند ساختار جنگی آماده کردند. ارشدان از سازمانهای مختلف سعی کردند بخشی از تمرینات گذشته را کنار بگذارند و روی تکنیکهای عامی تمرکز کنند که بتوانند آن را بدون صدمه زدن به نیروهای متحد گسترش بدهند. هرچند که، نبردی در آن وسعت همیشه آشفته بود و آنها به ندرت مسیر مشخصی را دنبال میکردند.
فقط ارشدان ضعیفتر میتوانستند تلاش کنند تا به برنامهها و ساختارهای جنگی که آماده شده بود پایبند باشند زیرا آنها در بخش پایینی میدان نبرد میجنگیدند. با این حال، آشوب جنگ بر آنها غلبه میکرد و نبردهای کوچکی که توسط تعداد محدودی از ارشدها کنترل میشد میساخت.
نوآ ارتشش را که تقسیم میشدند تا از نقاط مختلف میدان جنگ مراقبت کنند تماشا کرد. متخصصان آسمانی به دلیل خطری که حواس آنان احساس میکردند به طور غریزی میدانستند که باید با چه کسی مبارزه کنند، پس تعداد زیادی تهذیبگر، دورگه و جانوران جادویی به سمت حریفان خود رفتند.
اگرچه، متخصصان در ارتش دشمن نیز میتوانستند همان کار را انجام دهند و از آن ویژگی سوءاستفاده کنند. آنها به حریف خود اجازه نمیدادند که به راحتی دست بالا را بگیرند، مخصوصا در نبردی که بقای آنان را تعیین میکرد.
متخصصان در هر دو طرف نمایشهای دروغی برای به دست آوردن برتری جزعی نسبت به حریف خود اجرا کردند، مانورهای ساختگی و ساختارهای جنگیای که درون ساختار جنگی دیگری پنهان شده بود، اما به هر حال این درگیری، خونین و آشفته شد.
تلفات به محض برخورد دو خط جلویی با هم اتفاق افتاد. قدرت زیاد تخلیه شده توسط متخصصان برای کشتن تهذیبگران رتبه 8 کافی بود. بعضی از متخصصان از آن تقدیر زجر کشیدند.
وجودیتهای سطح 7 سقوط میکردند، میسوختند، نابود میشدند و جوری دور ریخته میشدند انگار چیزی جز سنگ ریزه بین درگیری کوهها نبودند.
سطح متلاشی شد و آسمان خم شد، اما فضا به اندازه کافی پایدار ماند تا از ورود شکافها جلوگیری کند.
نوآ و ارشدهای معدودی به نبرد اولیه ملحق نشدند، اما به دلیل احترام به جانهای از دست رفته در آن مبادله در محدوده باقی ماندند. همین اتفاق در ارتش دیگر هم افتاد. و یک گروه از تهذیبگران قدرتمند زود میان علف نیزار سفید پد...
کتابهای تصادفی



