تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1762
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 1762: دزدی
«همیشه گیج میشن وقتی با دامنه سایه مواجه میشن.» نوآ هنگام فرود آمدن در میدان جنگ خرخر کرد. نوآ به محض این که آتش آبی درون ایزاک را فرا گرفت حمله کرد. او انتظار داشت که آن ارشد راه مقابلهای برای دامنه سایه او آماده کرده باشد، پس به جلو حمله کرد تا کارش را در یک ضربه تمام کند.
اگرچه، طلسم نجات ایزاک به محض برخورد شمشیر شیطانی به سر او فعال شد. شمشیر او نتوانست انفجار شعلههای آبی را سوراخ کند، به خصوص که حریفش را به سمت زمین حرکت داد.
نوآ میان نیروهای ضعیفتر فرود آمد، که وقتی متوجه رسیدن او شدند جنگیدند را متوقف کردند و اجازه دادند رد شود. اهمیت نداشت اگر آنها متحد بودند یا دشمن. آنها تواناییهای خود را متوقف کردند و تعظیمی احترام آمیز انجام دادند تا اینکه او از محدوده خارج شد.
گنبدی آبی ایزاک را احاطه کرده بود. شعلههای خشمگینی که چهره انسان را نشان میداد، سطح وسیعی از سطح را پوشانده و سپر دفاعی ایجاد کرد که حتی غرایز نوآ از آن میترسید.
-این چیز میتونه به من آسیب بزنه؟
نوآ تعجب کرد بود.
او میتوانست احساس کند قدرت شعلهها حتی با تقویت حاصل از ماده ناپایدار میتوانست پوست او را سوراخ کند، در عین حال به نظر میرسید که چیزهای بیشتری در کار باشد. چهرههای مختلف حضور عجیبی داشتند که نوآ نتوانست آن را کاملا شناسایی کند.
-فقط تظاهر میکنم قدیس شمشیرم.
نوآ در حین بیرون آوردن شمشیر نفرین شده از سینهاش خرخر کرد. موجی از هوس خون از چهره او جاری شد و کل میدان نبرد را پوشاند. افکار پر شور و آشوب به ناچار متخصصان ضعیفتر را تحت تاثیر قرار داد و آنها را مجبور به حملات بدون ملاحضه کرد. آنها از اهمیت دادن به امنیت خود دست برداشتند و فقط هدفشان نابودی دشمن بود.
هوس خونی روی دسته موشهایی که از زمین بیرون میآمدند تا روی حریفهای پرنده خود بپرند هم تاثیر گذاشت. آنها حتی در حملههای خود از خود بیخودتر شدند، و تلفات در هر دو طرف افزایش یافت.
نوآ کاملا تاثیر نفوذ خود را روی نیروهای ضعیفتر نادیده گرفت. آنها بین وجودیتهایی میجنگیدند که تقریبا آماده بودند آخرین قدم را در سفر تهذیبشان بردارند. این خطرها ضرروی بود.
نوآ هر دو شمشیرش را رو به آتش آبی نشانه رفت و حملهای قدرتمند رها کرد. تاریکی کنترل منطقه را گرفت...
کتابهای تصادفی


