تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1780
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۷۸۰: موارد
افزودن لانههای پر از انرژی برای خشکی سودمند بود و پایداری بالای حوزه سیاه باعث افزایش پایداری مناطق ایجاد شده نیز میشد. کل ساختار به آرامی تثبیت شد و شروع به گسترش ویژگیهای مختلف خود در سراسر قاره کرد. کیفیت منطقه به وضوح افزایش یافته بود، اما همین امر در مورد تعداد موجوداتی که از آن تغذیه میکردند نیز صادق بود.
این مزایا فقط موقتی بودند. انرژی جمعآوری شده از غولها در سراسر سرزمینهای بالایی سرانجام به پایان میرسید و زمین شروع به فرو ریختن میکرد زیرا زندگی بسیاری از موجودات روی آن شروع به تأثیرگذاری بر قدرت بافت آن میکرد.
هنوز، پادشاه الباس و دیگران از بزرگی شاهکار نوآ شگفتزده بودند. قدرت ارتش پس از اضافه شدن تعداد زیادی جانوران جادویی چند برابر شده بود. سازمان اکنون دارای تعداد بیشماری از دستههای رتبه ۸ بود که تعداد قابل توجهی از آنها در ردهی بالا قرار داشتند.
«خب برای آخرش دیگه باید چیکار کنیم؟» نوآ در حالی که از شافو پرید و بر زمین سیاه فرود آمد، پرسید.
«من یه برنامه و ابزار برای استقرارش دارم.» پادشاه الباس توضیح داد: «اما مشکلاتی که اون موقع گفتیم هنوز هستن. ما هدفهای مشخصی نداریم و باید برای یه مدت کورکورانه بگردیم.»
«اینم خوبه.» نوآ فریاد زد: «اگه اینجوری نباشه که دیگه یه نقشهی دیوونهوار نیست. در عوض وضعیت تهذیبگرا چطوره؟»
نوآ آشکارا در مورد شورشیان بالقوه در سازمان خود سؤال میکرد، و پادشاه الباس بلافاصله او را درک کرد.
«اونا ساکتن.» شاه الباس قبل از نگاه کردن به مناطق بیشمار جدیدی که نوآ به دامنه اضافه کرده بود، فاش کرد: «اونا کاری که تو اینجا انجام دادی رو دوست ندارن. اگه جانورای جادویی رو با خودت نمیآوردی، میتونستی تا هزاران سال زمان برای خشکی بخری.»
«راضی کردن اونا تو لیست کارای من نیست.» نوآ خرخر کرد: «به هر حال این جانوران جادویی تو ماموریتهای بعدی مفیدتر از اونا قراره باشن. در ضمن در صورت وقوع شورش، حاکم جدید به کمک اونا رسیدگی میکنه.»
پادشاه الباس وقتی که شنید نوآ آن موضوع را ذکر کرده پرسید: «قبلا درمورد کسی فکری کردی؟»
«جوردن؟» نوآ به سمت شافو غرش کرد. «وقتی ما رفتیم تو مراقب همه چیز میمونی.»
«چی؟!» جوردن بلافاصله در حالی که از داخل اژدها نگاه میکرد...
کتابهای تصادفی

