تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1786
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1786: تمسخرها
«بیا، خاویر» دیو الهی آهی کشید. «لازم نکرده سخت بودن همه چیزو توضیح بدی اونم برای اینکه وقتی مشکل رو حل کردی، به خودت ببالی.»
«خاویر نمیتونه فرصت شکایت کردن رو از دست بده.» فولری آهی کشید در حالی که سرش را تکان میداد. «عجیبه که چطور به قانونش رسیده. من میتونم چیز دیگهای رو که مناسبتر باشه، تصور کنم.»
«دوستان، باید به موضوعی که خاویر مطرح کرده توجه کنیم،» ویلفرد اعلام کرد: «مأموریت الان نیاز به انواع آمادگی داره. نمیتوانیم به طور کورکورانه به خلاء برویم.»
«ما هیچوقت این کارو نمیکردیم.» رابرت با پوزخند گفت: «به هر حال قرار بود همه چیز رو خاویر مدیریت کنه. اون الان فقط کار بیشتری داره.»
نوآ و شاهالباس پس از وقایع مربوط به سزار، به خشکی سیاه بازگشته بودند و بلافاصله ارشدایی که در مأموریت آن سوی آسمان دخیل بودند را جمع کردند.
الکساندر، قدیس شمشیر، ویلفرد، دیو الهی، رابرت، فولری، استیون و دیگر ارشدا با قدرت مبارزه مرحله پایدار، به دو ارشد در یک لحظه پیوسته بودند و در حالی که دو نفر همه چیزهایی که در گودال اتفاق افتاده بود را توضیح میدادند، ساکت مانده بودند. البته، نوآ از فاش کردن نام واقعی شاه الباس خودداری نکرده بود و این منجر به مجموعهای از تمسخرها نسبت به او شده بود.
شاهالباس در حالی که دیگر ارشدایی را نادیده میگرفت، توضیح داد: «اولاً من میتوانم برای تهدیدات زیادی آماده بشم به شرطی که زمان کافی داشته باشم، ثانیاً میتونم کاری درباره ضعف خاص اون موجودات خالی انجام بدم، ولی در اینجا استثناییم هست. مسئله مربوط به مشکلات زیادیه که به مأموریت مرتبطه. من فقط میخوام در نظر بگیریم که چطور آسمان و زمین ممکنه از اون بهره ببرن.»
«اممم؟ خاویر، چرا اونا باید ازش استفاده کنن؟» دیو الهی پرسید: «قصد ما اینه که ازشون دزدی کنیم. این معمولاً چیز بدی برای اونهاست.»
«در نهایت نمیتونن جهان رو دوباره بگیرن؟» السی پیشنهاد داد: «گفتی که میخوای سطح بالاتر رو بازسازی کنی. نمیتونن اون رو به بخشی از قلمرو خودشون تبدیل کنن؟»
«اینم نیاز به صرف انرژی داره،» نوآ توضیح داد: «بازسازی جهان به تنهایی باید هزینه کمتری داشته باشه مگه اینکه محدودیتهایی داشته باشن که من نمیدونم.»
«من نمیتونم این قسمت از ماموریت رو قبول کنم،» استیون اظهار کرد: «چرا آسمان و زمین به ی...
کتابهای تصادفی


