تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1796
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۷۹۶ - ۱۷۹۶ . جسد با شکستن سرش انرژی باقی مانده مدوزا، در دنیای تاریک گسترش یافت. ماده تاریک به سختی توانست آن امواج انبوه قدرت را مهار کند، و ناگزیر به خلأ رسیدند و پراکنده شدند. شافو بالاخره در خلاء ظاهر شد. اندازه بزرگش کل میدان نبرد را پوشاند و بالهایش به سرعت بال زدند تا بخشی از انرژی پراکنده شده را به دنیای تاریک بازگرداند. پادشاه الباس توجهاش را به سمت موجودات خالی که گروه را محاصر کرده بودند معطوف کرد. برخی از جانوران جادویی قبلاً شروع به مبارزه با آنها کرده بودند، اما تواناییهایشان کافی نبود. ارشد همان کتیبه حکاکی را که روی سوراخ قرار داده بود به کار گرفت. ساختار شناور به سرعت ظاهر شد و موجودات خالی را هدف قرار داد و سپس یک سری ضربات که حامل قدرت نوآ و قدیس شمشیر بود را به سمتشان روانه کرد. پادشاه الباس چندین لایه حکاکی اضافه کرد تا مطمئن شود که ساختار قدرت کافی برای مقابله با آن بحران را دارد. اولویتش این بود که به نوآ و قدیس شمشیر فضایی بدهد تا بهخوبی از مزایای شکار بهرهمند شوند. زمانی که نوآ، قدیس شمشیر و ساختار طلایی حملاتی را به سمت حریفشان فرستادند تا آنها را بکشند، و درآخر هنگامیکه کفه نبرد به نفعشان سنگینی کرد، موجودات خالی به آرامی عقب نشینی کردند. موجودات بدون بدن و هاله از حمله کردن دست کشیدند و به سرعت عقب نشینی کردند. آنها منتظر ماندند تا از محدوده گروه خارج شوند و سپس دوباره با خلا ترکیب شدند. نوآ و دیگران چند ثانیه فضای خالی را بررسی کردند و بعد به سمت مدوزا برگشتند. بدنش هنوز در ماده تاریک بود، و بخش زیادی از انرژیاش هم همینطور. «مسخره بازی درنیار.» به محض اینکه آرامش در گروه برقرار شد پادشاه الباس اعلام کرد: «دیدم که بخشی از انرژی رو در تکنیک خودت پنهان کردی. متاسفم. نمیتونی اون همه مواد مغذی رو فقط برای خودت نگه داری.» «امتحان کردن ضرری نداشت.» نوآ شانههایش را بالا انداخت و دنیای تاریک را نزدیکتر کرد، بعدش گفت: «تعجب کردم که متوجه شدی. ممطمئن شدم که خوب پنهانش کنم.» یک مسیر نامشخص از ماده تاریک نمایان شد و به ارشدان اجازه داد تا ببینند نوآ سعی کرده بود مقدار زیادی انرژی را در تکنی...
کتابهای تصادفی

