تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1795
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۷۹۵: فوت کردن، دمیدن
سخنان نوآ ارشد را شگفت¬زده، اما هم¬زمان کنجکاو کرد. حرفش منطقی بود؛ بر طبق این نظریه، تولد جانور جادویی بهایی ضروری برای آسمان و زمین بود، بنابراین چندان غیرواقعی به¬نظر نمیرسید که آن وجودهای خالی همان بها باشند.
قدرت آسمان و زمین باعث میشد برای هر یک از تصمیمات بزرگ خود عواقب عظیمی در دنیایشان ایجاد شود. همین امر میتوانست برای موجوداتی که زمانی به سیستم آنها تعلق داشتند، اتفاق بیفتد. عمل سادهی خلع آنها از هر چیزی که داشتند، میتوانست قانونی را به وجود آورد که مستقیماً برعلیه حاکم، قرار داشت.
نیستی و فقدان انرژی، کلماتی بودند که ارشدها برای درک کردن آن تلاش میکردند. حتی خود نوآ که به این ایده رسیده بود نیز، برایش سخت بود که برای آنها توصیفش کند. به هر حال، همهی دانش آنها مربوط به موجوداتی بود که از انرژی تغذیه میکردند. فکر کردن موجوداتی که دقیقاً برعکس آن عمل میکردند تقریباً غیرممکن بود.
به هر حال گروه برای مبارزه با آنها نیازی به درک آن موجودات توخالی نداشتند. آنها ضعفشان را میدانستند و فعلاً همین کافی بود.
نوآ و قدیس شمشیر، مخلوقات خالی و حملات آنها را دور نگه¬داشتند. بریدههای تیره و نقرهای بر روی خلأ به پرواز درآمد و نیزههای نوک تیز و نواحی پیچ خوردهای را که میدان جنگ را با فشاری عجیب پر میکردند، نابود کرد.
برشها و ضربات پیدرپی باعث شد چندین وجود مجبور به حرکت شوند و برخی از آنها در نهایت توسط آن حملات مورد اصابت قرار گرفتند. بدنهای کوچک آنها در آن لحظه شکست، اما به¬نظر میرسید که حتی در حالت معلولیت نیز قادر به حرکت هستند.
ارشدهای دیگر در این مدت به بررسی موجودِ درون دنیای تاریک ادامه دادند. آنها چتر دریایی را درحالی¬که فروپاشی فضای مجزا را تحمل میکرد، مطالعه کردند و وقتی دیدند این موجود از ضربه جان سالم به¬در میبرد، حالشان گرفته شد.
پادشاه الباس تصمیم گرفت به¬محض پراکنده شدن نیرویی که بر موجود فشار میآورد، حمله کند. حمله به کمک فروپاشی فضای جداگانه بهتر از نبرد منصفانه با چتر دریایی بود. اگر آنها مجبور به تکرار این فرایند سخت میشدند که منجر به ایجاد بریدگیهای زیادی روی پوست بنفش کمرنگش شده بود، خودداری از فرصت نابودی موجود برای بهدست آوردن مواد مغذی بیشتر بیمعنی بود.
اک...
کتابهای تصادفی
