تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1876
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
1876 - 1876. منبع
«داری درمورد تحریف واقعیت حرف میزنی؟» نوآ با تعجب پرسید: «چقدر مطمئنی از این موضوع؟»
«کاملا مطمئنم» پادشاه الباس گفت: «در این مورد، قدرتمون به ضرر خودمون عمل میکنه. فکر میکنم این توهمات از شدت تاثیر ما برای واقعی شدن استفاده میکنن. هر چی قویتر باشیم، دنیا بیشتر توهمات رو بهعنوان حقیقت میشناسه.»
درک این مفهوم سخت به نظر می رسید. ارشدان معمولا قبل اینکه بخواهند چیزی را در ذهنشان بازیابی کنند، میدان نبرد را بررسی میکردند. آنها می خواستند بفهمند چه زمانی توهمات به واقعیت تبدیل شده اند تا چیزی را برای تحقیقات بهدست بیاورند، اما این کار هم خیلی سخت بود.
آنها در تلاش بودند تا از چیزی که وجود ندارد سرنخی پیدا کنند. جراحاتی که خورده بودند، تنها مدرکی بود که بعد تحت تاثیر قرار گرفتن همه باقی مانده بود، اما بررسی این جراحات فقط اطلاعاتی درباره قدرت همتیمی هایشان میداد.
نوآ بعد از اینکه احساس کرد نمی تواند راه حلی برای این موضوع پیدا کند، پرسید: «میتونی باهاش مقابله کنی؟»
این مسائل به جریان واقعی زندگی مربوط میشد و از نظر نوآ فراتر از زمان و فضا بود. این واقعیت که آنها برای تثبیت خود به عنوان نسخه دقیق رویدادها به قدرتهای خارجی نیاز داشتند، حتی بهطور مبهم هم توضیح میداد که این توانایی چقدر دیوانهوار هست.
هنوز هم تردیدهایی در ذهنش بود چون اثرات قوی هزینه زیادی برای فعال شدن نیاز داشت. نوآ می دانست که گروهش قدرت کافی برای تغییر چندین منطقه را به طور همزمان دارد، بنابراین منطقی بود که توهم ارواح پس از تأثیرگذاری بر آنها به واقعیت تبدیل شوند. با این حال، این موضوع او را در مورد وضعیت حاکمان قدیمی گیج کرد، زیرا آنها قدرت کافی برای تثبیت واقعیت جدید را نداشتند.
با این حال، نوآ هیچ وقت هدفش را فراموش نکرد. کشتن ارواح در اولویت بود. دانشش میتوانست منتظر افزایش سطحش باشد.
پادشاه الباس توضیح داد: «شاید بتونم یه راهکاری برای خودم پیدا کنم. این توهمات میتونند روی وجودهای مختلف سطوح متعدد تاثیر بذارن. احتمالاً خودشون رو طوری تغییر میدن که با هر هدفی سازگار بشن، که همین درست کردن یه راهکار کلی رو تقریباً غیرممکن میکنه. من باید تموم جزئیات قوانینتون رو بدونم. تا چیزی بسازم که به دردت...