تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1882
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت 1882: پاداش
در حالی که الکساندر و تهذیبگر رتبه ۹ به نبرد طولانی خود ادامه میدادند و انواع سلاحها و تواناییهای بیشمار به نمایش گذاشته میشد، نوآ موجی بیپایان از حملات را بیوقفه آغاز کرده بود.
درک عمیقی از تخریب که در طول یک سال مبارزات پیدرپی در درون نوآ شکل گرفته بود بار دیگر به اوج رسید. هر حملهای که انجام میداد، به او دربارهی منشا و طبیعت دیگها بیشتر میآموخت و تکنیکهایش را مؤثرتر میکرد. حتی خطوط کمرنگی از رنگ سیاه شروع به ظاهر شدن روی سطح آن دیگ کردند، چرا که عطش خونخواهیاش نابودی را به سطحی جدید رسانده بود.
آسیبهایی که در طول نبرد با تهذیبگر رتبه ۹ متحمل شده بود، بهسرعت بهبود یافتند. نوآ دنیای تاریک خود را در پشت سر گسترش داد و طوفانهایی که قادر به فرار از تکنیک او نبودند، به انرژی تبدیل میشدند که بدنش از آن برای بهبود استفاده میکرد.
موج انرژیای که بدنش را پر میکرد، همچنین به او کمک میکرد تا نقصهایی که جاهطلبی و شمشیر نفرینشدهاش ایجاد میکردند، متعادل سازد. اگرچه نوآ نمیتوانست برای همیشه با تمام توان بجنگد، اما سرسختی و مدیریت هوشمندانهی او در ترکیب حملات ضعیف و قوی، به او این امکان را میداد که بدون وقفه به دیگها حمله کند.
وظیفهی او نسبتا ساده بود؛ نوآ حریفی واقعی نداشت بنابراین نیازی نبود که تمام تمرکزش را روی حملاتش بگذارد. او تلاش میکرد که تکنیک قضاوت شیطانیاش را با دقت اجرا کند، اما همزمان بخشی از تمرکز خود را به جنبههای دیگری از میدان نبرد معطوف میکرد.
پادشاه الباس هنوز در داخل شافو، که فضای جداگانهای که برای خود ساخته بود، حضور داشت. ارشد برای ادامه کار میجنگید، اما آنقدر ابزار و منابع در اقلام ذخیرهسازیاش داشت که هاله عجیب ارواح نتوانست او را به نهایت حدش برساند.
در عوض، الکساندر عملکرد بهتری داشت. او مدتها بود که در اوج رتبه هشت قرار داشت، اما قدرت پایهاش برای رویارویی با یک تهذیبگر رتبه ۹ با سلاحهای فراوان رتبه ۹ بیش از حد کافی به نظر میرسید.
الکساندر همواره نزدیکترین فرد به رتبه ۹ در گروه نوآ بود، اما برای رسیدن به قلمروی بالاتر نیاز به چیزهایی فراتر از انتظار داشت.
این مشکل از وجودیت خاص او نشأت میگرفت؛ به هر حال، او قویترین دورگه طبیعی بود که جهان به خود دیده بود. نوع او به دلیل قدرتش پتانسیل نامحدودی داشت. الکساندر میتوانست بینها...
کتابهای تصادفی


