فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1883

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

قسمت ۱۸۸۳: اجازه

خطرات از هر دو سمت میدان جنگ نمایان شد و وضعیت پادشاه آلباس هم خوب نبود. ارشد به مرز توانایی‌هایش رسیده بود؛ ارواح جدید از دیگ بیرون می‌آمدند و آسمان و زمین یک مقابله‌گر نهایی برای الکساندر فراهم کرده بودند. اوضاع برای گروه نوآ به بدترین حالت ممکن درآمده بود.

ارواح از دیگ بیرون خزیدند و در مقابل آن به حالت شناور درآمدند. حضور آن‌ها گروهی را که مشغول آسیب رساندن به ساختار رده متوسط بودند وادار کرد حمله خود را متوقف کرده و چند قدم به عقب بردارند. هیچ‌کس نمی‌خواست خطر تماس با هاله تاریک آن موجودات را به جان بخرد.

این همان اتفاقی بود که نوآ از آغاز نبرد از آن می‌ترسید. طبق نظریه‌ها، ظهور دسته جدیدی از ارواح، پایان بازی را نشان می‌داد. شرایط می‌توانست از این نقطه به بعد حتی وخیم‌تر هم شود.

با این حال، رابرت با حالتی مصمم به جلو رفت. هاله‌ی او شدت گرفت و بدون تردید به سمت صدها روح حرکت کرد و در میان آن‌ها شیرجه زد.

نوآ و بقیه نتوانستند او را متوقف کنند. اقدام رابرت بسیار ناگهانی بود، اما استیون نیز از او الهام گرفت و حرکتی مشابه انجام داد. ارشد به سرعت رابرت را دنبال کرد و زود خود را کنار او یافت، در حالی که ارواح همه جا در اطرافشان بودند.

هاله تاریکی که از ارواح ساطع می‌شد، بلافاصله بر هر دو ارشد تأثیر گذاشت. نوآ و سایرین که در دوردست بودند، مشاهده کردند که رابرت و استیون دچار حالتی گیج و مدهوش شده و کنترل توانایی‌هایشان را از دست داده‌اند. با این حال، به نظر می‌رسید که آن‌ها خود را برای چنین اتفاقی آماده کرده بودند.

رابرت و استیون به سمت همراهان خود برگشتند و دستانشان را به سوی آن‌ها نشانه گرفتند. قصد داشتند به دوستانشان حمله کنند، اما انرژی‌شان در حال حاضر در حال تغذیه دیگر توانایی‌ها بود.

نیروی مکش شدیدی از وجود استیون تراوش کرد و ارواح را به سمت او کشاند. حتی هاله‌ی تاریک ساطع‌شده از بدن ارواح نیز به سمت دو ارشد جاری شد و آن‌ها را بیشتر در توهم فرو برد.

در همین میان، توانایی رابرت فعال شد؛ ماده‌ای به رنگ بنفش تیره از منافذ بدنش خارج شد، ابتدا پوستش را پوشاند و سپس تبدیل به کره‌ای غول‌پیکر شد که تمام گروه ارواح و حتی دیگ را دربر گرفت.

پوست استیون در اثر انرژی سمی رابرت می‌سوخت، اما توهمات او را از احساس آن درد باز داشتند. بدنش همچنان رنج می‌برد و ارواح نیز بر شدت آسیب‌ها می‌افزودند.

رابرت نسخه‌ای بهبودیافته از قانون خود را پس از نبرد قبلی تکمیل کرده بود. او اکنون سلاحی ایده‌آل برای مقابله با ارواح داشت و آن موجودات نمی‌توانستند در برابر ماده سمی م...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی