تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1902
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت 1902: مرحله دوم
اتفاق غیرمنتظرهای که رخ داد، نوآ را چندان شگفتزده نکرد. اگرچه او انتظار نداشت این رویداد درست پس از تکمیل مرکز قدرت اثیری رخ دهد، اما مدتها بود که خود را برای چنین چیزی آماده کرده بود.
حوزه ذهنی نوآ سالها در آستانه رسیدن به رتبه نهم قرار داشت. تنها مانع، نبود مرکز قدرت اثیری بود که جلوی پیشرفت او را میگرفت و او را از رسیدن به آخرین مرحله سفر تذهیب بازمیداشت.
اما وقتی مرکز قدرت اثیری بدون مرز شکل گرفت، این محدودیت از میان رفت. نوآ با خلق نسخهای مصنوعی از چیزی که ارگانهای اصلی بدنش روزی بهطور طبیعی میساختند، مسیر رسیدن به رتبه نهم را باز کرده بود. ذهنش بهیکباره فضایی یافت تا در آن گسترش یابد و او نیز بدون تردید گذر را آغاز کرد.
الکساندر پیشتر تأیید کرده بود که ارتقا به رتبه نهم به اجبار باعث بروز مصیبتهای الهی نمیشود. دانش بهدستآمده از سرزمینهای فانی، درست از آب درآمده بود. نظام آسمان و زمین تنها برای موجوداتی که به رتبههای قهرمانی و آسمانی میرسیدند، محدودیت ایجاد میکرد و چیزی برای موجوداتی که به اوج نزدیک میشدند، در نظر نگرفته بود.
نوآ تأمل کرده و دلیل این ویژگی را یافته بود. موجودی که میتوانست به رتبه نهم برسد، قبلاً سفر کاملی از تذهیب را پشت سر گذاشته بود و از سه مصیبت اجباری زمین و آسمان جان سالم به در برده بود. بازگرداندن این مصیبتها در لحظهای که چنین موجودی به قله نزدیک میشد، بیمعنا به نظر میرسید.
نظام آسمان و زمین ترجیح میداد برای مقابله با این موجودات، مجازاتهایی شدیدتر یا منحصربهفرد ترتیب دهد، و نوآ مطمئن بود که چیزی در انتظارش است. با این حال، حضور او در شهر حاکمان قدیمی مانع از وقوع هرگونه حمله یا تهدیدی شده بود. حتی نظام زمین و آسمان نتوانسته بود گذر از سطح او را حس کند.
نوآ اندکی نگران بود که شاید حاکمان قدیمی بتوانند مانع از ارتقای او شوند. اما پس از صرف قرنها برای توسعه مرکز قدرت اثیری در سازههای آنان، این نگرانی برایش اهمیت چندانی نداشت. علاوه بر این، همراهانش بلافاصله پس از اینکه احساس کردند استادشان کنترل افکار خود را از دست داده است، تصمیم به ظاهر شدن گرفتند.
نایت، دوانلونگ و شمشیر شیطانی از بدن او بیرون آمدند و اطرافش مستقر شدند. انگل نیز با ایجاد مجموعهای از ریشهها در کف دست راست نوآ و محاصره ...
کتابهای تصادفی


