تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1905
قسمت 1905: تصمیم
زمانی که ذهن نوآ دوباره شروع به تولید افکار کرد، کمای ذهنیاش پایان یافت. با این حال، این رویداد باعث نشد که او بلافاصله پروژه دیگری را آغاز کند. ذهن او پر از درک زمان بود و نیاز داشت کمی آن را جذب کند.
افزایش ناگهانی قدرت هنگامی که سیاهی اثیری ذهن نوآ را تقویت کرد، باعث شد او یک چهارم کامل از کرهی زمان را طی کند. این تقریباً میزان جذب شده را با کرهی فضا برابر کرد.
از ابتدای تمریناتش، جذب کرهی زمان نسبت به دیگران عقب مانده بود. اما، افزایش ناگهانی قدرت به او اجازه داد تا تقریباً با دومین آخرین کره همگام شود. نوآ هنوز نیاز داشت که به ذهنش اجازه دهد تا این درک را به طور کامل جذب کند و آن را به چیزی تبدیل کند که مناسب وجودش باشد، اما او معتقد بود که این روند زیاد طول نخواهد کشید.
مزایای داشتن یک حوزه ذهنی رتبه 9 مشهود بود. نوآ در کف ناحیه تقویت شده دراز کشید و اجازه داد دریای ذهنیاش، موج اطلاعاتی که با آن ترکیب شده بود را اداره کند. درک او با گذشت زمان افزایش یافت و با قانونش ادغام شد و تبدیل به یکی از جنبههای آن شد. پیش از این چیزی جز یک ایده مبهم نبود، اما وضعیتش در آن ساعات کوتاه کاملاً تغییر کرده بود.
البته، تقریباً برابر شدن با میزان دانش کرهی فضا باعث نشد که جنبهی زمانی نوآ به اندازهی کرهی فضا تأثیرگذار باشد. وقتی صحبت از وجود واحد میشد، درک خام کافی نبود. نوآ اکنون یک دنیا بود، اما او هنوز باید نسخه خود را از برخی قوانین توسعه میداد. او نمیتوانست بر چیزی که تحت کنترل آسمان و زمین بود بدون به خطر انداختن مسیر تهذیبش تسلط یابد.
کرههای اژدهایان شامل درکی کلی بودند که قوانین متعددی را شامل میشدند زیرا آنها از دنیای قدیمی میآمدند، اما نوآ نمیتوانست از همه آنها استفاده کند. او باید خود را به آنچه برای وجودش مناسب بود محدود میکرد و چیزی شخصی توسعه میداد، چیزی که جاهطلبیاش آن را به عنوان یک جنبه قبول میکرد.
علاوه بر این، نابودی، خلقت و فضای نوآ قبل از به دست آوردن کره اژدها وجود داشتند، بنابراین جذب دانش سریعتر انجام میشد. جنبهی زمان او حتی اگر تمام درک کره را با وجودش ترکیب میکرد، قویتر از دیگران نمیشد زیرا او نقطهی شروع ضعیفتری در آن زمینه داشت.
خلقت، ویرانی و فضای نوآ از درک خود او ناشی شده بودند، در حالی...
کتابهای تصادفی
