فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1923

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1923: مخفی

هایدرا رده متوسط به دیسکی متصل بود، اما هر بار که سرهایش دوباره رشد می‌کرد انرژی دیسک کم نمی‌شد. پس این سوخت باید از منبع دیگری می‌آمد. وضعیت ضعیف و خسته‌ی ارشدها حتی قبل از اینکه نوا و قدیس شمشیر بخواهند سوالی بپرسند این موضوع را توضیح می‌داد.

هر دوی آن‌ها فوراً حدس زدند که ارشدها به پادشاه‌الباس تکیه کردند تا چیزی بسازد که بتواند با ارتش عظیم و رهبر رده بالا مبارزه کند. با این حال، وضعیت فعلی آن‌ها نگران‌کننده بود به‌خصوص چون هیچ‌کدام از آن‌ها به حضور همراهان‌شان واکنشی نشان ندادند.

هایدرا یک مشکل بود. آن موجود سوسک‌های بالدار را دور نگه می‌داشت، اما به نظر می‌رسید که ارشدها دیگر توانایی تأمین قدرتش را ندارند. شکست‌هایش در کشتن سوسک بال‌دار رده بالا نیز باعث افزایش مصرف انرژی‌اش شده بود.

نوا و قدیس شمشیر فرصت این را داشتند تا روی سوسک‌ها تمرکز کنند و امیدوار باشند که هایدرا بعد از آن ناپدید شود، اما نمی‌دانستند چقدر طول می‌کشد تا آن نمونه رده بالا را بکشند. حتی قدرت فوق‌العاده آن‌ها هم محدودیت‌هایی داشت.

ممکن بود ارشدها بمیرند اگر زیاد طول بکشد تا ارتش سفید را از بین ببرند. نوا و قدیس شمشیر باید اولویت را بر جدا کردن ارتباط بین دوستان‌شان و هایدرا می‌گذاشتند تا از خطرات جلوگیری کنند. خوشبختانه، جدا کردن دقیقاً تخصص آن‌ها بود.

نوا و قدیس شمشیر نیاز به صحبت‌ بیشتر نداشتند. همان جمله‌ی نوا کافی بود تا توجه‌شان به دیسک معطوف شود. هر دو شمشیرهای‌شان را بیرون کشیدند، و بلافاصله برندگی فضا را پر کرد.

«می‌تونی ارتباط رو ببینی؟» نوا در حالی که قدرت‌های خود را فعال می‌کرد پرسید. «البته» قدیس شمشیر وقتی دست‌هایش شروع به انتشار نوری نقره‌ای کرد ریشخندی زد.

«می‌تونی یه مسیر باز کنی؟»

«البته!» نوا خندید.

قدیس شمشیر قبله گذر از سطح خود تکنیک‌هایی داشت که می‌توانستند انرژی‌های اثیری و ارتباطات ذهنی را تحت تأثیر قرار دهند. این هنرهای شمشیر اکنون که او به رتبه نهم رسیده بود و به عنوان اواتار مسیر شمشیر درآمده بود حتی قوی‌تر هم شده بودند.

نوا از قدرت دوستش آگاه بود بنابراین وظیفه جدا کردن ارتباط بین ارشدان و هایدرا را به او سپرد. در عوض، او باید با مانع طلایی کمرنگی که دور ارشدان را احاطه کرده بود مقابله می‌کرد.

پادشاه‌الباس در طول نبرد تمام توان خود را به کار گرفته بود. ارتش شانس زیادی برای کشتن او داشت، پس دفاع‌هایی که در منطقه به کار رفته بود شامل تمام انباشت او می‌شد. هایدرا و دیسک به طرز شگفت‌انگی...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی