فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1943

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1943 1943. تقسیمبندی

چهار ارشد از حرف‌های مغرورانه نوآ گیج شده بودند. آنها موجوداتی در مرحله مایع بودند، مرحله دوم و یکی قبل از بالاترین مرتبه سفر تهذیب، اما وقتی نوآ با آنها اینطور رفتار می¬کرد احساس می¬کردند شبیه آدمک¬های تمرینی هستند.

همان تهذیب‌گر قبلی پرسید: «چرا خودمون رو تقسیم کنیم؟

ما فقط با یه حرکت دست می‌تونیم ترتیب همتون رو بدیم.»

این تهذیب‌گر، پیر به‌نظر می‌رسید. ریش سفید بلندی از چانه¬اش آویزان بود، ابروهای سفید پرپشت بالای چشمان نیمه بسته¬اش قرار داشتند، و هیچ مویی هم روی سرش نداشت. کمرش خمیده بود، اما به¬نظر می‌رسید پر از زندگی است.

نوآ گفت: «شما نمی‌تونین با یه حمله ما رو بکشین.» و به دریاچه اشاره کرد. «و ما قبل از اینکه بتونین ما رو بگیرین نابودش می‌کنیم.»

«این حرفای مغرورانه از یه رده-.» پیرمرد تهذیب‌گر شروع به گفتن کرد، اما نوآ با یک حرکت ساده دستش او را ساکت کرد.

یک ضربه سریع از انگشتان نوآ بیرون آمد و با جهان ترکیب شد. چهار تهذیب‌گر متوجه شدند که یک لحظه بعد یک حمله عظیم بر سرشان فرود آمده و تکنیک¬های دفاعی ذاتی‌شان برای متوقف کردنش فعال شدند.

حمله ناگهانی نتوانست کار زیادی انجام دهد. فقط باعث شد تکنیک‌های دفاعیشان کمی بلرزند. با این¬حال، نشان داد که چگونه نوآ واقعاً می‌توانست دریاچه را قبل از مرگش نابود کند.

چهره‌های چهار ارشد ناخوشایند شد. وظیفه آنها دفاع از آن منطقه بود درحالی¬که آسمان و زمین وجودشان را سازگار می‌کردند، اما فقط یک ارشد رتبه 8 مأموریتشان را تهدید می‌کرد. آنها کمی از قدرت برتر خود احساس شرمندگی می¬کردند، اما خیلی زود آن احساس با اراده جایگزین شد. بالاخره، اگر نوآ اینقدر قوی نبود، یکی از اهداف ویژه حاکمان نبود.

پیرمرد تهذیب‌گر پرسید: «میدان جنگ رو هم آماده کردین؟»

«احتمالاً نمی‌تونیم برای هر ارشدی که می‌خوایم بکشیم محیط خاصی آماده کنیم.» نوآ شانه‌هایش را بالا انداخت. «به هر حال همتون در چند حمله می‌میرید. کجای این کار لذتی داره اگه خیلی زودتر شما رو بکشیم؟»

«این بچه.» تهذیب‌گر پیر بددهنی کرد و به سمت همراهانش برگشت. «مشکلی دارین اگه من باهاش مقابله کنم؟»

دو نفر از همراهانش بی‌توجهی کردند و فقط سرشان را تکان دادند، اما زن سمت راستش دستش ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی