تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1944
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1944 1944. نور
نوآ در خلسه ناشی از جذب انرژی تهذیبگر غرق شده بود. او برای دستیابی به این حالت باید به طور هم¬زمان از چندین تکنیک استفاده می¬کرد، اما وقتی بدنش به¬خاطر این حس خوب خوشحال بود، همه¬چیز ارزش آن را داشت.
پرتو سریع بود، اما نوآ زمان اطراف خود را کند کرده بود تا چند ثانیه بیشتر به ذهنش فرصت بدهد تا تکنیک را بررسی کند.
طمع و گرسنگیش هم¬زمان فعال شده بود تا از قابلیت¬های به دست آمده توسط دزد ارشد استفاده کند و بررسی دقیقتری از آن نور سفید غلیظ داشته باشد.
منطقه کوچک دنیای تاریک با نتایج بررسیش سازگار شده بود. ماده تاریکش به ماده¬ای تبدیل شده بود که پس از برخورد پرتو میتوانست به صورت یکپارچه باقی بماند و حمله را در فضایی کشیده جذب کند.
تخریب نوآ بقیه کار را انجام داد وقتی که زمان کافی برای استفاده از قابلیتهایش داشت. خطوط سیاه روی پرتو ظاهر شد و دنیای تاریک آن را به یک توده انرژی تبدیل کرد که مستقیماً داخل بدنش میرفت.
نوآ حالا میتوانست حملهای که یک تهذیبگر در مرحله مایع انجام داده بود را در عرض چند ثانیه تحلیل و با آن مقابله کند. تواناییهایش اساساً پس از تعمیق جنبههای وجودیش به کلی تغییر کرده بود و حریفش از قدرتش شگفت¬زده ماند. از نظر او نوآ هنوز یک ارشد رتبه 8 بود اما آن قدرت خیلی فراتر از سطح پایین رده 9 بود.
زن پرسید: «چه کار دیوانهواری با وجود خودت میکنی؟
نمیدونی که قوانین محدودیتهایی دارن؟ هیچ ایدهای نداری که برای پیشرفت الانت باید چه شرایطی رو فراهم کنی؟»
«به نظرت چرا اینجام؟» نوآ خندید و سپس جاه¬طلبی و خلق ناپایدارش را فعال کرد. «بیا جلو، ارشد قدرتمند مرحله مایع. امیدوارم تو هم مثل بقیه خلقهایی نباشی که آسمان و زمین با اولین نشونه ضعف دورشون میندازن.»
«خنده داره که تو به حاکما بخندی بهخاطر ویژگیهایی که خودت معمولاً قبول داری.» زن قبل از اینکه هر دو دستش را به سمت جلو بگیرد، پوزخند زد. «من ممنونم که آسمان و زمین بخشی از نورشون رو به من دادن. نشون بده بیشتر از حرف هستی.»
نور اطرافش به سمت دستانش جمع شد، اما تاریکی کامل ناگهان تمام منطقه را فراگرفت. گراتیا احساس میکرد نمیتواند انرژی را از محیط جمع کند، اما هال...
کتابهای تصادفی
