تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1957
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قرمز خونی 1957 - 1957.
صدای طوفان پیچید و در سراسر جهان گسترش یافت، و تا آنجایی که میشد رعد و برق زد تا انرژی بگیرد. کپی شیطان آسمانی مصیبتی را به وجود آورده بود تا آنچه را که آسمان و زمین حتی در خواب هم نمیدیدند تکمیل کند. قصد داشت موجودیتی را که عاجزانه خواهانش بودند، احیا کند.
انرژی مورد نیاز این روش بسیار زیاد بود. مشکل مربوط به فعالیتهای متعددی بود که کپی باید همزمان انجام میداد. باید در مقیاسی بزرگتر، آنچه را که آسمان و زمین تا حدی سعی کرده بودند انجام دهند، تکرار میکرد.
انبوه قوانین آشفته، که انرژی کافی برای راضی کردن قویترین دورگهها را حمل میکردند، در یک لحظه ناپدید شدند، در همان حین ساختارهایی در میان طوفانها ظاهر و فعال شدند. جریانی از اطلاعاتی که حتی پادشاه الباس هم نمیتوانست در یک مرحله دریافتش کند، در کپی شیطان آسمانی جریان یافت و او را به پاسخهایی درباره وضعیتش رساند.
تهذيبگر پیر دروغ نگفته بود. این فرآیند غیرممکن بود، اما کپی شیطان آسمانی هم قصد نداشت از طریق مسیر عادی به آن برسد. از قبل تصمیم گرفته بود که خودش را در هم بپاشد، به رتبه هشتم برگردد و دوباره با گذر از سطح روبرو شود.
انرژی مورد نیاز برای انجام همه اینها بسیار زیاد بود و تنها پس از پایان فرایند بود که میتوان متوجه شد موفقیتآمیز بوده است یا خیر. هیچکس در کل جهان هرگز به هدر دادن این همه انرژی و قدرت بر روی چیزی با این احتمال کم فکر نمیکرد. اکثر ارشدها حتی برای دستیابی به آن مقدار انرژی با مشکل مواجه میشدند. با این حال، کپی شیطان آسمانی متفاوت بود. دنیا به ارادهاش حرکت میکرد و با هرچه داشت وجودش را یاری میکرد.
طوفان با توجه به اتفاقاتی که در درونش میافتاد، منبسط میشد. فهمیدن مرکزش به دلیل بزرگی و خشونت طوفانها غیرممکن بود، اما هرکسی میتوانست حدس بزند که کپی شیطان آسمانی در مرکزش قرار دارد.
به نظر میرسید که درخشش آسمان هر از گاهی تشدید میشود. آن نورهایی که میآمدند و میرفتند نشان دهندهی علاقهی آسمان و زمین برای بررسی وضعیت و مطالعهی آن بود. حاکم حتی در حالت خفته هم از کپی شیطان آسمانی یاد میگرفت که این فقط باعث افزایش میل ارشد برای انجام نقشهاش شد.
مسئله این بود که آنها ق...