فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1974

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1974 : احمق

دزد ارشد در طول عمرش، تکنیک‌های بی‌شماری را دزدیده بود. تمام آن‌ها حاوی جنبه‌هایی از جوهره‌ی اصلی تهذیبگران و دورگه‌ها بودند، بنابراین به راحتی، توانست چیزی مناسب برای ویلفرد و استیون پیدا کند.

مشکل ویلفرد از سادگی موجودیتش ناشی می‌شد. او فقط به قدرت بدنی‌اش اهمیت می‌داد، به همین دلیل به‌طور غریزی تکنیک‌هایی برای حمله از راه دور توسعه داده بود، که به او اجازه می‌دادند نیروی عظیمش را به سمت دشمنانش بفرستد.

با این حال، قدرت مطلقا فیزیکی برای رسیدن به رتبه نهم کافی نبود، مخصوصاً زمانی که به اوج واقعی‌اش نرسیده بود. نوا قبلاً از ویلفرد قوی‌تر بود، و حتی الکساندر نیز می‌توانست با استفاده از برخی از توانایی‌هایش او را در این زمینه شکست دهد.

دزد ارشد مجبور بود به آن قدرت عظیم فیزیکی عمق ببخشد. او باید آن را به سطحی می‌رساند که شایسته رتبه نهم باشد، که این عمق، به معنای استفاده‌ی هوشمندانه‌تر از قدرت فیزیکی بود. او قصد نداشت چیزی بیش از حد پیچیده به ویلفرد بدهد، اما این دورگه باید یاد می‌گرفت چگونه توانایی‌اش را درست به کار ببرد.

مشت‌های ویلفرد تجلی‌ای خشن، از انرژی او بودند. او می‌توانست تمام قدرت فیزیکی‌اش را به سمت حریفی با فاصله‌ی زیاد منتقل کند، آن‌هم بدون اینکه حتی ذره‌ای از انرژی‌اش را در این حین از دست بدهد. با این حال، این تکنیک‌ها بیش از حد ساده بودند و هر کسی به‌راحتی می‌توانست آن‌ها را خنثی کند.

با این‌حال، همان میزان از قدرت فیزیکی اگر به درستی استفاده شود، توانایی آن‌را دارد تا تکنیک‌هایی را به وجود بیاورد که از نظر تأثیرگذاری، حتی از انرژی ورودی نیز فراتر بروند. و در نهایت، هدف از ایجاد توانایی‌ها همین بود. با این حال، ویلفرد هرگز به چنین روش‌هایی روی نیاورده بود. او تنها قدرتش را به جلو پرتاب می‌کرد.

دزد ارشد تلاش کرد این مشکل را، با دادن درکی از تکنیک‌های مختلف به ویلفرد، که شامل قدرت فیزیکی می‌شد حل کند. او ساده‌ترین توانایی‌های موجود در حافظه‌اش را انتخاب کرد، اما سادگی این حرکات به معنای ضعف بودن اثرشان نبود. در واقع، از نظر خروجی خالص قدرت، حتی قوی‌تر از بقیه بودند.

این درک جدید، عضلات و ذهن ویلفرد را با قدرتی تازه پر کرد، و از کوچک شدن بدنش جلوگیری کرد. او دوباره به اندازه‌ی قبلی خود بازگشت و در حالی که تکنیک‌های بی‌شماری با دریای آگاهی‌اش ادغام می‌شدند، نوری لاجوردی در چشمانش می‌درخشید.

ویلفرد با نگاه کردن به دریای تکنیک‌ها، احساس می‌کرد که چقدر احمق بوده است. یادگیری آن‌ها چندان سخت نبود و نیازشان از نظر قدرت بدنی، آنچنان بالا نبود. اگر او یک لحظه، برای مطالعه توانایی‌هایی که برای تهذیبگران مثل خودش طراحی شده بودند وقت می‌گذاشت، می‌توانست قدرت بسیار بیشتری را ابراز کند. حتی کم‌کم برایش شگفت‌انگیز شده بود که چطور بدون این تکنیک‌ها، به این مرحله از مسیر تهذیب رسیده است.

این فرایند برای استیون کاملاً متفاوت بود. مشکل او از مبهم بودن عزمش ناشی می‌شد. بنیاد او توده‌ای از انگیزه‌های مختلف بود، که به طور مبهم کنار هم قرار می‌گرفتند تا قدرت کافی را تولید کنند. و این وضعیت به هیچ‌وجه برای رسیدن به رتبه نهم کافی نبود، اما همچنین به این معنی بود که دزد ارشد، باید تصمیم می‌گرفت که کدام جنبه را باید تقویت کند.

او در نهایت تصمیم گرفت که باید، ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی