فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1983

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1983 - 1983. درخت

نوآ از قولی که داده بود، برنمی‌گشت. برای او این موضوع نه مسئله‌ای از حیث شرف بود و نه چیزی مشابه که در ذهنش بی‌معنا به نظر برسد. او فقط می‌خواست به پادشاه الباس کمک کند و اولین سفرش به آسمان را با او تجربه کند.

واقعیت این بود که پادشاه الباس بهترین همراه برای چنین مأموریتی بود. او برای هر موقعیتی آماده بود و وضعیت ناپایدار هم تاثیری روی این آمادگی نداشت. نوآ حتی نمی‌توانست تصور کند که دوستش در برابر مرگ تسلیم شود.

بااین‌حال، هنوز یک مشکل وجود داشت. احتمالاً نوآ نمی‌توانست پیش از آنکه دوستش به وضعیت پایداری برسد و مجبور به شروع مأموریت شود، آمادگی لازم را کسب کند.

پادشاه الباس لزومی نداشت که به آسمان برود، اما نیازی به توضیح نبود که درون لایه سفید چه ارزشی دارد. هیچ‌چیز با آن قطعه‌ای که هرگز با دنیای بیرون تماس نداشته، قابل‌مقایسه نبود؛ خلوصش در سطحی بالاتر قرار داشت.

این دو باید وارد آسمان می‌شدند، از گیرافتادن در یکی از تله‌های زیادی که احتمالاً آن محیط داشت، دوری کنند و در حالت ایده‌آل، سالم برمی‌گشتند. حفره‌های ساده به کارشان نمی‌آمد؛ آنها باید گذرگاهی مطمئن از ساختارها و حکاکی‌ها ایجاد می‌کردند، و تخصص پادشاه الباس به‌تنهایی برای این کار کافی نبود.

حتی اگر پادشاه الباس از تمام توانش استفاده می‌کرد، نمی‌توانست ساختاری بسازد که از دفاع‌های طبیعی آسمان و زمین عبور کند. این کار نیاز به توانایی نوآ برای یافتن نقص در سیستم حاکمان داشت، و شاید حتی گاهی به کمک شهر نارنجی نیز نیاز می‌داشتند.

نوآ و پادشاه الباس هنوز در مورد این موضوع صحبت نکرده بودند، اما آنها ذهنیت مشابهی داشتند. آن‌ها می‌دانستند که حاکمان قدیمی در چنین مأموریت خطرناکی می‌توانند کمک زیادی کنند، اما همچنین می‌دانستند که بی‌خبر گذاشتن ان‌ها بهتر است.

نوآ با لحنی مبهم پرسید. «به نظرت اگه باهم مبارز کنیم می‌تونیم با تهذیب گرای سطح جامد مقابله کنیم؟»

پادشاه الباس خندید و دستش را روی زمین گذاشت تا صفحه طلایی را احضار کند که بسیاری از عملکردهای سکونتگاه را به تصویر می‌کشید. «فکر نمی‌کنم بتونیم با هم مبارزه کنیم.»

نوآ گفت: «به نظرم فقط می‌میریم. هیچ کدوممون حملاتی نداریم که بتونه به همچین دنیاهای قدرتمندی آسیب بزنه. نمی‌...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی