تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1984
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1984 - 1984. طعنه
نوآ و پادشاه الباس بهسرعت به مقصدشان رسیدند، اما وقتی در برابر عظمت درخت ایستادند، مات و مبهوت شدند. این موجود، گیاه جادویی در ردهٔ متوسط بود که سالها از قوانین هرجومرج آسمان و زمین تغذیه کرده و حال انرژی خاصی گرفته بود. قدرتش حتی بیشتر از چیزی بود که به نظر میرسید.
غرایز نوآ بلافاصله به او هشدار داد که این درخت منحصربهفرد است. تنهی عظیمی به رنگ قهوهای تیره داشت که تا دوردستها کشیده شده بود و شاخههایش تا انتهای طوفانها رشد کرده بودند. این درخت هیچ برگ نداشت، اما همچنان نیروهای زیادی را به سمت خودش میکشید که قوانین بینظم را به ساختار محکمش جذب میکرد.
درخت از چوب ساخته نشده بود پادشاه الباس و نوآ تلاش میکردند تا ماهیت واقعی این گیاه را بفهمند. حتی نمیدانستند که هالهی خاصی که از آن ساطع میشود، طبیعی است یا نتیجهی مفاهیم پنهانی که آسمان و زمین در قوانین آشفتهی خود گنجاندهاند.
نتوانستند این گیاه جادویی را از دور بررسی کنند، این ناکامی باعث شعلهورشدن کنجکاویشان شد؛ تنها مانعشان، دو تهذیب گر مرحلهی مایع بودند که از درخت محافظت میکردند.
تهذیب گر پیر گفت: «چند تا پیروزی چیزی رو ثابت نمیکنه.» اما تردید ضعیفی که در چهرهی سردش بود از دید نوآ و پادشاه الباس پنهان نماند.
زن زیبا هم همان احساسات را داشت. واضح بود که دو تهذیب گر از شاهکارهای اخیر گروه نوآ مطلع بودند. گروهی از ارشدان رتبه 8 که چندین تهذیب گر مرحله مایع را شکست داده بودند، و حالا آمده بودند تا قربانیهای بیشتری پیدا کنند.
هرچند آسمان و زمین فعلا در حالت خاموشی بودند، پیروانشان همچنان به شبکهای در آسمان دسترسی داشتند که به آنها اجازه میداد حوادث اطراف دریاچهی شناور را دنبال کنند. این صحنه بدون شک نگرانی زیادی برایشان ایجاد کرده بود.
گروه نوآ توانایی آزادکردن قدرتی را داشت که هیچکس انتظارش را نداشت. اکنون دو تهذیب گری که از درخت دفاع میکردند، با دو تن از خطرناکترین ارشدانشان روبرو بودند؛ یکی خود نوآ و دیگری استاد حکاکی بود که مقابل معمار آسمانی شرط را برده بود.
طبیعی بود که در آن موقعیت احساس ن...
کتابهای تصادفی

