فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1988

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

۱۹۸۸- صداها

چرخش ناگهانی وقایع، نوآ و پادشاه الباس را شگفت‌زده کرد. نوآ وقتی دید زن زیبا با همراهش چه کرده است، حتی از تعقیب دست برداشت.

تهذیب‌گر پیر مانند یک سپر موقت عمل کرد و به زن مرحله مایع اجازه داد کاملاً از محل برخورد پرتوی سوزان فاصله بگیرد. حمله، جایی که قبلاً ایستاده بود را سوراخ کرد و لایه‌ای از سفیدی جعلی را پاره کرد و مشخص شد زن از قبل به محلی امن پناه برده.

زن زیبا از این فرصت برای فرار استفاده نکرد او بی‌حرکت در جایش ماند و حتی پاهایش را روی‌هم گذاشت. به‌وضوح منتظر بود تا نوآ و پادشاه الباس به او نزدیک شوند، اما آن دو فوراً مطابق میل او عمل نکردند.

پادشاه الباس و نوآ نگاهی سردرگم و پر از معنا به یکدیگر انداختند. هر دو تصمیم گرفتند صبر کنند تا انرژی باقی‌مانده از پرتو پراکنده شود، سپس در مورد وضعیت تصمیم‌گیری کنند.

پرتو سوزان برای مدت زیادی در آسمان پرواز کرد، اما در نهایت به‌آرامی شروع به پراکنده شدن کرد. حمله جدید پادشاه الباس باورنکردنی بود و وضعیت تهذیب‌گر پیر نشان می‌داد که او چقدر قوی‌تر شده است.

پس از پراکنده شدن پرتو، منظره‌ای وحشتناک در آسمان ظاهر شد. تکه‌های گوشت زغال شده در میان سفیدی‌ها شناور بودند و هاله‌ای متراکم آن‌ها را احاطه کرده بود تا مانع از پراکندگی‌شان شود. دنیای تهذیب‌گر پیر سعی کرد تا تکه‌های بدنش را به هم متصل کند و فرایند شفابخشی را آغاز کنند.

زن از جایی که قرار داشت فریاد زد: «الان وقت کشتنشه! آسمون و زمین بالاخره متوجه‌ی تواناییش شدن و اونو برمی‌گردونن.»

نظر زن تنها بر سردرگمی نوآ و پادشاه الباس افزود. آن دو اندکی به گوشت سوخته نزدیک شدند، اما جرئت نمی‌کردند کاملاً نزدیکش شوند. دنیای تاریک گسترش یافت و درخششی طلایی ایجاد شد، تا بفهمند آیا زن قصد فریب آنها را دارد یا خیر.

نوآ پس از اینکه دنیای تاریک منطقه را برای وجود توهمات یا تکنیک‌های مشابه جستجو کرد، گفت: «به نظر میاد مشکلی نیست.»

پادشاه الباس اضافه کرد: «منم چیزی پیدا نمی‌کردم. اون واقعاً همراهشو جلوی حمله‌ی من انداخت. تو فهمیدی چرا؟»

نوآ سرش را به نشانه نفی تکان داد، اما هم‌زمان به همراهش هشدار داد: «این نباید به نفع انصاف آسمون و زمین باشه، اما باید مراقب تله‌های احتمالی باشیم.»

پادشاه الباس حدس زد: «شاید اگه بکشیمش منفجر بشه.»

...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی