تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 2019
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 2019 2019. مذاکره
شکل اثیری نوآ هیچ واکنشی به سخنان آواتار نشان نداد، و دریای آگاهی او نیز ساکت ماند. بخشی از توجه او به سمت اژدها رفت، اما وقتی مطمئن شد که همه¬چیز خوب پیش میرود، به سرعت آن را پس گرفت. او میتوانست روی زمین و آسمان تمرکز کند، اما افکارش ناگزیر باعث ایجاد طعنه میشد.
نوآ قبل از فرود آمدن در مقابل آواتار در حال جرقه زدن پرسید: «از من ترسیدی؟»
آواتار با آرامش پاسخ داد: «ما از هیچ¬کس نمیترسیم.»
نوآ بدون اینکه به خود زحمت دهد سخنان آسمان و زمین را خطاب کند، اضافه کرد: «شما دشمنای زیادی پیدا میکنین. هیولا و اژدها خوب بودن، اما خود قدیمی شما باید شما رو از ترس به لرزه درآورده باشه. ممکنه وقتی برای مقابله با من نداشته باشین.»
آسمان و زمین گفت: «بیمعنیه، این خوشبختیه که دوستت تونسته مسیرهای گذشته آسمان ما رو احضار کنه. در غیر این صورت همچین آزادی¬ای نداشتی.»
نوآ خندید: «نکته همینه، نیست؟ شما نمیتونین کنترل کنین که گروه من چه چیزی به دست میاره. مسیرهای ما برای شما ناواضحه، برای همینه که میخواین ما رو جذب کنین.»
آواتار گفت: «میتونی وانمود نکنی که پیشنهاد ما توجهت رو جلب نکرده.» و نوآ ساکت شد.
نوآ حرکت نکرد، اما از انرژی ذهنی که برای پروژه استفاده نمیکرد برای بازرسی آواتار استفاده کرد. او نمیتوانست چیزی از شکل فعلی زمین و آسمان بفهمد، اما تجربهاش او را در مورد ماهیت پیشنهاد مطمئن کرد. حاکمان به کمک نیاز داشتند، اما قطعاً تلهای به مأموریت اضافه میکردند.
نوآ در نهایت تسلیم شد: «ادامه بده، بگو.»
آسمان و زمین مذاکرات را شروع کردند: «تو قدرت زنده موندن تو آسمان رو نداری. فلز تاریک فقط میتونه بهت یه فرصت بده، اما واقعاً میخوای همه¬چیز رو برای یه دوست به خطر بندازی؟ ما فکر میکردیم شیاطین فقط به فکر خودشون هستن.»
نوآ آه کشید: «میدونم که از تأثیر من وحشت کردین، ولی حداقل یکم پنهونش کنین.»
آواتار برای چند ثانیه ساکت شد. سخنان نوآ مثل همیشه تند بود، حتی اگر به تغییر واقعی در شخصیتش اشاره میکرد.
آسمان و زمین ادامه داد: «ما از تو میخوایم قبل از اینکه وارد آسمان بشی یک مسیر انحرافی داشته باشی. هیولا تونسته چیزی بسازه. ما از تو میخوایم اون رو بگیری و به ما بد...
کتابهای تصادفی

