تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 2020
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 2020 2020. بی¬پایان
پادشاه الباس واضح بیان کرده بود که آسمان باید در اولویت باشد، و نوآ نمیتوانست بر خلاف آن پیش برود، به¬ویژه پس از پذیرفتن این که همراهانش در حال سنگینتر شدن برای تحمل در سطح فعلی او بودند. هر دوی آنها به انرژی نیاز داشتند که فقط لایه سفید میتوانست آن را تأمین کند، بنابراین باید آن مأموریت را برای رفع وجود خود اولویتبندی میکردند.
اما آسمان و زمین یک نکته داشتند. نوآ نسبتاً مطمئن بود که آنها حقیقت را گفتهاند، به این معنی که هیولای خارج از آسمان میتواند به یک مشکل بزرگ برای همه تبدیل شود.
غیرعالم هم جالب بود. نوآ دیده بود که نیستی چقدر میتواند قدرتمند باشد، بنابراین قلمرو برتر فقط میتوانست پیشرفتهای شدیدی به همراه داشته باشد. حتی ممکن است ضعف طبیعی را که به آن موجود خالی مبتلا شده بود، برطرف کند.
غیرعالم میتوانست به یک سلاح یا یک حریف قدرتمند تبدیل شود و نوآ میخواست هر چه زودتر آن مسیر را تحت¬تأثیر قرار دهد. او خود را تنها امید آسمان و زمین برای برخورد با آن موجود خالی نمیدانست، بنابراین میخواست قبل از آنها به آنجا برسد.
نوآ تمام تمرکز خود را روی اژدها برگرداند. این روند مدت¬ها بود که به آخرین مرحله خود رسیده بود و او نیاز به انجام کار زیادی برای تکمیل آن نداشت. انرژی ذهنی قدرتمند او فقط باید آخرین لبههای نفوذ آسمان و زمین را به پایان میرساند تا مخلوق را آزاد کند.
اژدها با درد دستوپنجه نرم میکرد درحالی¬که انرژی ذهنی نوآ نفوذ آسمان و زمین را از وجودش میزدود. این موجود به انبوهی از جراحات، خون و زخم تبدیل شده بود و وضعیت آن پس از پایان عمل بهبود نیافت. با این¬حال، نوآ مطمئن شد که آن را در دنیای تاریک غوطه¬ور کند تا به خواص درمانی ذاتی آن کمک کند.
اژدها پاسخگو نبود، اما بدنش همچنان کار میکرد. انعطاف¬پذیری جانوران جادویی باورنکردنی بود، به¬خصوص در نمونهای که با یک ماده قدرتمند ترکیب شده بود. با این¬حال، آسیب ناشی از انرژی ذهنی نوآ بیش از گوشت ساده تأثیر میگذارد. با همان قوانین موجود در ساختار خود سر و کار داشت و اصلاح آن به انرژی بیشتری از آنچه که نوآ در ابتدا پیش¬بینی کرده بود، نیاز داشت.
نوآ بدون افزودن جزئیات بیشتر فریاد زد: «الباس، انرژی!»
پادشاه الباس از موقعیت خود در کنار لایه فلزی سیاه شکایت کرد: «از من به عنوان منبع ا...
کتابهای تصادفی


