فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 2060

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

قسمت ۲۰۶۰: دستورات

آسمان و زمین عقب‌نشینی کردند و نوآ را با انبوهی از سوالات بی‌پاسخ تنها گذاشتند. او نمی‌دانست حاکمان اکنون تا چه اندازه قدرتمند شده‌اند، اما واضح بود که آن‌ها تنبیهاتشان را پیچیده‌تر کرده و قدرتشان را پالایش داده‌اند.

بازگشت ابرهای سیاه و رفتار خودکارشان، نشانه‌ای از وجود سیستمی متفاوت بود. آسمان و زمین مجازات‌ها را بهبود داده و آن‌ها را در سراسر آسمان پراکنده کرده بودند. بی‌توجهی اولیه آن‌ها نسبت به نوآ نشان می‌داد که اراده‌های مستقلی ندارند و تنها دشمنان خاصی را هدف می‌گیرند. موجودات جادویی مانعی آشکار در مسیر رسیدن به رتبه دهم بودند، بنابراین حاکمان تصمیم گرفته بودند ابتدا این موجودات را از صحنه حذف کرده و سپس شکار جهانی را آغاز کنند.

نوآ مدتی اطراف را بررسی کرد. هیچ نشانه‌ای از انرژی که به ابرها نفوذ کرده باشد، پیدا نکرد. آسمان و زمین تنها نگاهی به نبرد انداخته و بدون استفاده از تدابیر بیشتر عقب‌نشینی کرده بودند. این رفتار، صحنه‌هایی مشابه آنچه در سرزمین‌های فانی دیده شده بود را تداعی می‌کرد، اما نوآ می‌دانست که اکنون معنای متفاوتی داشت.

در سرزمین‌های فانی، آسمان و زمین تنها زمانی مداخله می‌کردند که مجازات‌ها برای موجودات خاصی نامناسب بودند یا زمانی که آن موجودات اقداماتی می‌کردند که عدالت آن‌ها را به چالش می‌کشید. اما اکنون، آن‌ها تنها وقتی ظاهر می‌شدند که چیزی توجهشان را جلب می‌کرد، و به وضوح نوآ نیز در میان اهدافشان قرار داشت.

تصویر جون بی‌اختیار در ذهنش شکل گرفت. مسیر تهذیب، به‌ویژه در رتبه‌های بالاتر، جایی برای عشق و روابط عاطفی باقی نمی‌گذاشت. مسیر رسیدن به اوج اغلب دوستی‌ها را از هم می‌گسست، زیرا مشکلات ناشی از ماندن در کنار یکدیگر می‌توانست به دلیل تفاوت جهان‌ها افزایش یابد.

نوآ اعتماد زیادی به جون داشت، و هر بار که به این موضوعات فکر می‌کرد، دلتنگ او می‌شد. او آرزو می‌کرد که جون در کنارش باشد تا با هم درباره مسیرشان صحبت کنند یا حتی لحظاتی آرام و صمیمانه را سپری کنند. با این حال، جستجوی کسی در چنین شرایطی تقریباً غیرممکن بود. او حتی باور داشت که کینگ الباس نیز در یافتن راه‌حلی مؤثر دچار مشکل می‌شد.

نوآ در نهایت در ذهنش نتیجه‌گیری کرد. _اگه به راهم ادامه بدم، می‌بینمش، ولی اگه متوقف بشم، مجبور می‌شم پشت سرش بذارم.

...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی