فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 2080

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
اعتماد Chapter 2080
طوفان‌های انرژی در میان خلأ موج می‌زدند. تار و پود فضا حتی نمی‌توانست قدرت زیادی را که در جریان آخرین درگیری تخلیه می‌شد، تحمل کند. امواج ضربه‌ای آن فقط دامنه تخریب را افزایش داد.
سکوت منطقه را فرا گرفت. هیچ چیز در داخل طوفان حرکت نکرد. امواج انرژی در میان خلأ پخش شد و قبل از اینکه یک نیروی کششی حضور خود را از مرکز آن آشفتگی آشکار کند، تا حدی پراکنده شد.
طوفان‌ها فرو ریختند و به سمت مرکز خود جمع شدند تا اینکه وجود نوآ، در میان آن سیاهی نمایان شد. با گسترش سیاهی اثیری و ایجاد پتانسیل بیشتر، درخششی تیره از پوست او بیرون آمد. او یک شاهکار دیگر به زندگی خود اضافه کرده بود و به دلیل آن، قدرتش افزایش یافت.
در حالی که او با چشمان بسته در میان خلأ معلق می‌ماند، نقاط منفی بر مراکز قدرت او فشار آورد. پوست او شروع به باز شدن کرد، دانتیانش نتوانست تاریکی خود را مهار کند، کریستال سیاه ناپایدار شد و ذهنش، از یک فکر نامشخص به فکر دیگری سرگردان شد.
همراهانش نیز لحظات ضعف مشابهی را تجربه کردند. آن‌ها در طول نبرد، دو چرخه جاه‌طلبی را پشت سر گذاشته بودند؛ بنابراین مجبور بودند نقاط منفی را تحمل کنند. با این حال، سیاهی اثیری به سرعت نوآ را با قدرتی پر کرد که در سراسر اسلحه‌خانه او پخش شد.
طولی نکشید که نوآ چشمانش را باز کرد. درخشش تاریک او کم‌رنگ شد و در عرض چند ثانیه، ناپدید شد. وقتی نگاه سرد او به تاریکی افتاد، به نظر می‌رسید که محیط به سطح جدیدی از سکوت رسیده است. دنیا ترسیده به نظر می‌رسید، اما این اثرات به سرعت ناپدید شدند؛ زیرا او کنترل کامل قدرت خود را به دست آورد.
پتانسیل رو به رشد و انرژی جذب شده از محیط، نوآ را به اوج بالاتری رساند؛ اما او حوصله لذت بردن از پیشرفت‌های خود را نداشت. همانطور که افکار سرد و خشن در ذهنش پخش شد، چشمانش به سفیدی دوردست دوخته شد.
نوآ با تعجب فکر کرد: -یعنی دروغ می‌گفت؟ دینیا فقط برای به دست آوردن یه فرصت، دروغ نمی‌گفت، مگه نه؟ اون باید حقیقت رو گفته باشه.
نوآ ترس ضعیفی را که در بین دنیا گسترش یافته بود از دست نداد، اما احساس می‌کرد موقتاً نمی‌تواند روی آن تمرکز کند. او باید به چیز دیگری فکر می‌کرد. بر اساس گفته‌های دینیا، آسمان و زمین جون را کشته بودند.
خاطرات سعی می‌کردند دید او را پر کنند، اما...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی