سیستم خوناشامی من
قسمت: 22
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
سیستم خونآشامی من
چپتر 22: درخواست لایلا
وقتی تصاویر اتفاقی که افتاده بود شروع به نمایانشدن در سر لایلا کردند، او بلافاصله دوباره آن حس مورمورکننده را در سرتاسر بدنش احساس کرد. او داشت بهخاطر گازگرفتهشدن توسط کوئین واکنش نشان میداد.
این خاطرهای دردناک نبود، بلکه احساسی اعتیادآور بود. حس جریانپیداکردن خون درون بدنش. تنها با فکرکردن به آن، صورتش کمی شروع به قرمزشدن کرد. این زمانی بود که دست خود را بلند کرد و روی گردن خود گذاشت.
هاه، هیچی احساس نمیکنم؟
هیلی با لبخند گفت: «اوه، پس بیدار شدی. اینقدر با آرامش خوابیده بودی که نمیدونستم کی میخوای بیدار شی.»
لایلا پرسید: «من چطوری رسیدم اینجا؟»
هیلی درحالیکه به آن دو فکر میکرد با لبخند گفت: «یه پسر اومد و آوردت اینجا، گفت دوستته. اسمش رو یادم نمیاد اما موهای سیاه فر کوتاهی داشت.»
این فکر لایلا را تایید میکرد. کوئین باید پس از گازگرفتن گردنش او را به اینجا آورده باشد.
هیلی متوجه شد که لایلا با دست کنار گردنش را میمالد.
«اوه، من برات از شر اون دوتا جای زخم خلاص شدم، یادت میاد چه اتفاقی افتاد؟»
یکبار دیگر با فکرکردن به خاطره گازگرفتهشدن توسط کوئین، موهای سرتاسر بدنش سیخ شد.
لایلا جواب داد: «مطمئن نیستم، شاید یه جور جونور بود.»
«یه جونور؟»
لایلا با استرس و به امید اینکه هیلی حرفش را باور کند گفت: «آره، شنیدم یه چیز ولگرد موقع تمرین دانشآموزها با پورتال بیرون اومده.»
«خب، هرچی که هست، مطمئنم یه نفر دیگه باهاش سروکله میزنه. همین که حالت خوبه کافیه.»
***
کوئین با حداکثر سرعتی که میتوانست در راهروی مدرسه میدوید. باید قبل از بیدارشدن لایلا به دفتر پزشک میرسید. او نمیدانست لایلا چگونه واکنش نشان میداد و گازگرفتن یک نفر چه عواق...
کتابهای تصادفی


